Document Type : Original Article
Authors
1 Ph.D. Student, Shakhes Pajouh Research Institute, Isfahan, Iran
2 Full Professor, Imam Hossein University, Tehran, Iran
Abstract
Keywords
شناسایی پیشرانها و روندهای آینده، دغدغۀ اغلب کسبوکارها، دولتها و مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری راهبردی محسوب میشوند. نتایج مطالعات در مورد پیشرانها و روندهای کلان و گسترۀ تأثیرات و تأثرات این روندها بهنوعی است که در اکثر موارد، مسائل و موضوعات مشترکی را در زندگی بشر شامل میشوند (بوشهری و نظریزاده، 1388). بیتوجهی به پیشنگری و نادیدهانگاشتن تغییرات محیط خارجی را میتوان در سازمانهای بزرگ مهم برشمرد. شرکتهای آی.بی.ام[1]، جنرال موتورز[2]، سرس[3] و سیبیاس[4] از جمله سازمانهایی هستند که پیشنگری تغییرات خارجی مهم و تاثیرگذار را نادیده گرفته و پیامدهای ناگوار آن را پذیرا شدهاند (اشلی و موریسون، 1996). واقعیت امر این است که برنامهریزی برای آیندۀ کسبوکارها براساس نیازهای فعلی و یا کمبودهای خدماتی فعلی، برای حضور موفق در جهان آینده سرمایۀ مناسبی نیست و برای ایفای نقش در آینده ضرورت دارد. با اتکا به رویکردهای جدید برنامهریزی، بهطورجدی، پیشرانهای توسعه و تحولات آینده براساس مگاترندها[5] و روندهای ناپیوسته، سناریوسازی شده است (ملکیفر، 1385)، تا متناسب با قابلیتها و توانمندیهای جامعه، مسائل چالشبرانگیز کنونی و آینده واکاوی شود و برای حضور موفق در آینده برنامهریزی شود (علیزاده، 1387).
درواقع، باید گفت مشکلات کنونی جامعۀ بشری درمجموع ناشی از دو عامل است؛ اول: شناخت هوشمندانه نداشتن از آینده در زمان گذشته؛ دوم: تحولات حیرتآور در عرصههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، زیستمحیطی و فناوری همراه با روند شتابان جهانیشدن. برهمیناساس، امروز برای جبران خطاهای گذشته، شناخت تحولات آینده با رویکرد آیندهنگارانه ضروری و از اولویتهای اصلی است (ناظمیقدیری، 1385). در عرصۀ امروزی اقتصاد کشور، تقریباً نمیتوان فرد، خانواده، سازمان و یا کسبوکاری را یافت که نسبت به چگونگی و چیستی شرایط کسبوکار در آینده بیتفاوت باشند؛ زیرا نمیتوان در مسیر موفقیّت گام برداشت و نسبت به آینده بیتوجه بود. برهمیناساس، با چنین وضعیتی، امروزه ضرورت شناسایی و تحلیل کلانروندهای تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری آشکار شده است. همچنین در شرایط کنونی جامعه جهانی و تأثیر تغییر و تحولات کلانروندهای علمی و فناوری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی بر آیندۀ صنعت بانکداری، پرداختن به موضوع برونیابی و تحلیل کلانروندها را اجتنابناپذیر ساخته است. بهنظر میرسد، آیندهنگری برای سازمانها امری اجتنابناپذیر است. ازاینرو، پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن شناسایی عوامل، روندها و کلانروندهای تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری و نیز تحلیل اثرات این عوامل بر یکدیگر و دستهبندی آنها، تلاشی هرچند کوچک با هدف تحقق آرمانهای سرزمینمان بردارد، با امید به اینکه بتواند سکویی برای پرشهای بلندتر باشد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش «تحلیل کلانروندهای کلیدی، مهم و تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری» است تا از این طریق بتوان اهداف فرعی این پژوهش نیز اعم از «شناسایی پیشرانهای مؤثر صنعت بانکداری»، «بررسی میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری میان کلانروندهای کلیدی و مؤثر صنعت بانکداری» و نهایتاً «شناسایی روندهای راهبردی، مؤثر بر آیندۀ بازار صنعت بانکداری در جمهوری اسلامی ایران» تحلیل و ارزیابی شوند.
2. مبانی نظری
2-1. آیندهنگاری[6]
جامعه امروز از سیستم بانکی انتظار دارد که ضمن تلاش برای جذب سپردهها و تخصیص مناسب آنها در فعالیتهای مفید اقتصادی، به موازات پیشرفتهای همهجانبه اقتصادی و اجتماعی نیز حرکت نمایند (کریمی، 1394: 186). تحقق این امر به دیدگاه آیندهنگاری وابسته است، به این دلیل که آیندهپژوهی میتواند روش علمی و تجربی برای درک و فهم آینده ارائه دهد (خزائی و محمودزاده، 1392: 28). آیندهپژوهی، علم و هنر شکلبخشیدن به آیندههای مطلوب و بررسی آیندههای محتمل و جستجوی کاشفانه و خیالپردازانه آیندههای ممکن است؛ آیندههایی که ارتباط محکم و انکارناشدنی با ارزشها، باورها، اسطورهها و استعارهها دارد (سازمان توسعه صنعتی ملل متحد، ترجمه خزائی و محمودزاده، 1392: 7). بن مارتین تعریف کلاسیک آن را بدین صورت گفته است: «آیندهنگاری فرایند موجود در تلاش نظاممند برای نگریستن به آیندۀ بلندمدت علم، فناوری، اقتصاد و جامعه با هدف شناسایی زمینههای پژوهش راهبردی و پدیدارشدن فناوریهای عمومیای است که میتوانند بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را بهبار آورند» (مارتین، 2003).
2-1-1. اهداف آیندهنگاری
هدف فعالیتهای آیندهنگاری، تشویق تصمیمات بهتر برای تسهیل تفکر روبهجلو و افزایش آمادگی برای تغییر است (جورگنسن و باکلی، 2004: 12). رواج اندیشۀ دورنگر در میان جوامع را میتوان از مهمترین دستاوردهای آیندهپژوهان دانست. آیندهپژوهان میخواهند با استفاده از این اندیشه، افزون بر تأمین رفاه نسل کنونی، در بهروزی نسلهای آینده نیز مؤثر باشند (بل، 1392: 159).
2-1-2. روشهای آیندهنگاری
برای انجام فعالیتهای آیندهنگاری، راههای گوناگونی وجود دارد (مردوخی، 1391: 57-58). شیوههای مختلفی برای طبقهبندی روشهای مطالعات آیندهپژوهی وجود دارد. بهعنوان مثال، دیدگاههایی مبتنی بر آینده (تحلیلگران الگو، مشاهدهگران و غیره)، و یا دیدگاههایی مبتنی بر افق زمانی(چشمانداز کوتاهمدت در مقابل بلندمدت)، مدلهای کیفی در مقابل کمّی، برونیابی در مقابل هنجاری و غیره (آساکول، ترجمه خزایی، 1384: 2). در ادامه به دو دستهبندی مهم اشاره میشود:
روشهای اکتشافی و هنجاری
روشهای اکتشافی (برونگرا)، در زمان حال آغاز میشوند و به سمت آینده پیش میروند، درحالیکه روشهای هنجاری (درونگرا)، با نقطهنظری از آیندۀ ممکن آغاز میشوند، با این پرسش که چه روندها و رویدادهایی میتوانند ما را به آن آینده رهنمون سازند (فورن، 2001: 1). تفاوت عمدۀ این دو روش، در این است که روشهای اکتشافی، آینده را بر مبنای گذشته و حال میسازند، ولی روشهای هنجاری، آیندۀ مطلوب را مشخص میکنند تا بتوان بر مبنای آن برای زمان حال برنامهریزی کرد (مردوخی، 1391: 65 و 66).
روشهای کمّی و کیفی
روشهای کمّی بر پایۀ ریاضیات بنا شدهاند و از معادلات و ابزارهای دقیق اندازهگیری استفاده میکنند. روشهای کمّی، ممکن است به مجموعهای از دادههای واقعی تکیه کنند، یا همچون برخی کاربردهای الگوسازی و بازی، بر پایۀ دادههای فرضی و مفروضاتی خلاف واقع استوار شوند، دادهها و مفروضاتی که البته در قالبی کاملاً ریاضیاتی ارائه میشوند؛ اما روشهای کیفی، در هیچ سطحی، از اندازهگیری عددی بهره نمیگیرند و بهندرت نتایج خود را بر پایۀ تحلیلهای آماری ارائه میدهند. به بیان روشنتر، روشهای کیفی در بررسی انگارههای پاسخدهندگان دربارۀ آینده، از یکسو به حقایق تجربی برآمده از شرایط گذشته و حال تکیه میکنند و ازسویدیگر، به برداشتهای اشراقی، حدسی و فرضی خود تکیه میکنند (مهاجر، 1393: 22 و 23). شایسته است برای درک بهتر روشهای آیندهپژوهی، آنها را به جای تقسیم به دو دستۀ کمّی و کیفی، در طیفی پیوسته دستهبندی کنیم، طیفی که در یک انتهای آن روشهای کاملاً کیفی و در انتهای دیگر آن روشهای کاملاً کمّی قرار میگیرند؛ بیشتر روشها، دستکم تا اندازهای به کمّیسازی نیز توجه دارند (بل، 1392، 434 - 435).
2-1-3. مروری اجمالی بر روشهای آیندهنگاری
با توجه به تعداد روشهای موجود در فعالیتهای آیندهنگاری، در ادامه توضیح مختصری در مورد دو روش تحلیل، تحلیلهای متقاطع و ماتریسهای تأثیر و تحلیل ساختاری که اساس این پژوهش است، ارائه میشود.
1. تحلیلهای متقاطع و ماتریسهای تأثیر
تحلیلهای متقاطع، روشهایی هستند که به ما کمک میکنند تا دریابیم که چگونه روندها و عملکردهای متفاوت بر یکدیگر تأثیر میگذارند و همچنین روابط بین متغیرها در یک سیستم چگونه است. این روش که گاهی تحلیل ساختاری نیز نامیده میشود، برای شناسایی روابط میان روندها، متغیر و رفتارها مفید است (تیشهیار، 1390: 162). در طی سیسال اخیر، ماتریسهای تأثیر، به یکی از رایجترین ابزار آیندهپژوهی تبدیل شده است. ماتریسهای تأثیر، با هدف بررسی سیستمها و پویایی آنها میتواند به سه دسته تقسیم شود: تحلیل ساختاری[7]، استراتژیهای بازیگران[8] و ماتریس احتمالی تأثیر متقاطع[9] (آرکد و همکاران، 2008: 2). همچنین روش تحلیل تأثیر بر روند[10]، یک ابزار نظامیافته برای ادغام برونیابی بدون غافلگیری با قضاوتهایی راجع به وقایع احتمالی آینده و تأثیرات وقوع آنها را فراهم میکند (تقوا و علیزاده، 1385:89).
2. تحلیل ساختاری
تحلیل ساختاری، ابزاری طراحیشده برای مرتبطساختن ایدههاست. این روش، توصیف سیستم را به کمک ماتریسی که تمام عناصر سازنده آن را مرتبط میکند، ممکن میسازد. این روش، با بررسی این روابط، مشخصکردن متغیرهای ضروری را برای تکامل سیستم ممکن میکند. تحلیل ساختاری، برای بررسی کیفی سیستمهای بسیار متفاوت به کار میرود. سیستم تحت بررسی، به شکل گروهی از عناصر (متغیرها/ عوامل) وابسته بههم درمیآید (آرکد و همکاران، 2008: 6). ساختار روابط از طریق سلسلهمراتب عوامل و بر اساس تأثیری که هر عامل بر بقیه عوامل دارد (فعال بودن[11]) و تأثیری که عامل از بقیه عوامل میپذیرد (وابستگی[12]) بیان میشود (امروسیو و همکاران، 2009: 4). شبکۀ روابط میان عناصر، یعنی ساختار سیستم، کلید پویای آنها را تشکیل میدهد و کاملاً ثابت باقی میماند. تحلیل ساختاری که هدف آن روشن کردن این ساختار است، در سه مرحله رخ میدهد:
- فهرست متغیرها / عوامل
این مرحله شامل ایجاد فهرستی عواملی است که سیستم تحت مطالعه و همچنین محیط داخلی و خارجی آن را توصیف کند (گودت و همکاران، 2003: 60). این مرحله، کمترین رسمیت را دارد و برای بقیه فرایند نقشی تعیینکننده دارد.
- توصیف روابط بین متغیرها
مرحله دوم، در مرتبطساختن و توصیف شبکۀ روابط بین متغیرهاست (آرکد و همکاران، 2008: 6). معمولاً از قضاوت کارشناسان برای ارزیابی تأثیر هر متغیر بر دیگری استفاده میشود، در نتیجه ماتریسی شکل میگیرد که درایههای آن بیانگر اثر هر متغیر بر دیگری است (جورجیو و دیگران، 1391: 97). فرایند پرکردن ماتریس، یک فرایند کیفی است. برای n عامل، n×n-1 پرسش مطرح میشود. برای هر جفت از عوامل این پرسشها مطرح میشود: آیا رابطهای حاکی از تأثیر مستقیم بین i و j وجود دارد؟ (گودت و همکاران، 2003: 61).
- شناسایی متغیرهای اصلی
آخرین مرحله، شامل شناسایی متغیرهای اصلی و عوامل کلیدی پویاییهای جهانی سیستم است (آرکد و همکاران، 2008: 6). این مرحله، شامل شناسایی و رتبهدهی مجدد به عوامل کلیدی، یعنی عوامل کلیدی ضروری برای تکامل سیستم است. مقایسۀ رتبه عوامل از دستهبندیهای گوناگون (مستقیم، غیرمستقیم و بالقوه) یک منبع سرشار از اطلاعات است. نتایج دادهها، در مقابل میزان تأثیر و میزان وابستگی هر عامل، میتواند در یک نمودار دو بعدی که در آن محور X بیانگر میزان وابستگی و محور Y، بیانگر میزان تأثیرگذاری است، بیان شود؛ همچنین امکان تعیین اثرگذارترین عوامل در سیستم و بررسی سایر نقشهای مختلف این عوامل وجود دارد (گودت و همکاران، 2003: 61).
2-2. روندها
آینده نتیجۀ کنش چهار عامل مهم است، عواملی که با تأثیر و تأثرات مختلف بر روی یکدیگر، آینده را میسازند، این چهار عامل عبارتاند از: تصاویر، اقدامات، روندها و رویدادها. بیشک، روند و رویداد شناختهشدهترین واژههای آیندهشناسی هستند که بر دو ویژگی آینده متمرکزند. روندها، به پیوستگی تاریخی و زمانی اشاره دارند و رویدادها، بر گسستگیهای تاریخی تأکید میورزند. روندها از گذشته آغاز میشوند و تا آینده ادامه مییابند، اما رویداد بر خلاف روند، حاصل یک اتفاق یا حادثه است که بهشدت بر روندها و بهطور کل بر آینده تأثیر میگذارند (قدیری و همکاران، 1388). در آیندهاندیشی، منظور از روند عبارت است از: «تغییرات منظم در دادهها یا پدیدهها در خلال زمان». در تعریفی دیگر، روند یعنی پدیدهای که در یک مدت کوتاه با یک گرایش و منطق خاص تکرار میشود و یا به عبارت دیگر روند؛ یعنی تغییر و توسعه به سمت یک چیز جدید و متفاوت (منزوی و نظریزاده، 1389). یک روند، توسعهای با ماندگاری چندینسال است و بهصورت تجربی مستند میشود. روندها معمولاً خط سیری ثابت را جاری میکنند. تغییرات گردشی و نوسانات بر آنها اثر نمیگذارد و البته تغییرات یا خیزشهای تند نیز بر آنها بیتأثیر است. روندها معمولاً جهتی روشن را دنبال میکنند و مسیر حرکت آنها قوی است. روند، بر طبق اصل «کسبوکار مانند همیشه[13]» استمراری از رویدادها را توصیف میکند. روندها، الگوهای تغییر در امور پراهمیت از دید مشاهدهگر هستند که در طول زمان بهوقوع میپیوندند. اولین گام در آیندهپژوهی، کشف روندهایی است که هماکنون در جریان هستند (زارعیان و ستارزاده، 1390). علم به آینده از ابتدای تاریخ ارزش ویژهای داشت و شناخت روندهای پیش رو، از مهمترین وظایف مراکز مطالعاتی در حوزۀ مسائل راهبردی بهشمارمیرود (تیشهیار، 1390: 21). روندها، تغییراتی هستند که در طی زمان در طیفهای سیاسی[14]، اقتصادی[15]، اجتماعی[16] و تکنولوژیکی[17] رخ میدهند. این طیفها اغلب با مخففهایی[18] بیان میشوند گزینههای دیگری از قبیل «ارزشها»[19]، «محیط زیست[20]» و «مسائل قانونی[21]» به آن اضافه شده است (مهاجر، 1393: 67).
2-2-1. تحلیل روند
تحلیل روند،[22] اکثراً در حوزههایی مانند بازاریابی، طراحی کسبوکار و برنامهریزی راهبردی، در دو مقیاس ملی و بنگاهی بهکار میرود. تحلیل روند، دارای چندین روششناسی فرعی، شامل تحلیل روند تاریخی، تحلیل محتوا، تحلیل الگوهای چرخهای و بهرهگیری از دیدگاههای کارشناسانه نظیر دلفی است. تحلیل روند را نباید بهتنهایی بهکار گرفت، بلکه باید آن را در کنار دیگر روشها و بهگونهای متوازن بهکار برد و فقط در چنین شرایطی است که تحلیل روند سودمند خواهد بود. تحلیل روند در کنار دیگر روشهای آیندهپژوهانه، میتواند به تحلیلهای ما دربارۀ آیندههای ممکن[23] ادراکی ژرفتر و گستردهتر ببخشد (فیرماینگر، 2003).
کلانروندها
کلانروندها، عواملی جهانی هستند که شرایط پایه را در تمام زمینههای اقتصاد و جامعه برای چارچوب زمانی 30 تا 50 سال تشکیل میدهند (وینترهاف و همکاران، 2009: 3). کلانروندها، برای صنایع، شرکتها و افراد مختلف، تعاریف و اثرات متفاوتی دارد. تحلیل این کلانروندها و کاربردهای آن، مؤلفهای مهم از استراتژی، فرایند توسعه و نوآوری و طراحی و برنامهریزی فناوری آیندۀ یک شرکت را تشکیل میدهد (افارت، 2014: 2). آنها اکنون اهمیت بسیاری دارند و نسبتاً با اطمینان میتوان گفت که در آینده نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. آیندهپژوهان برای شناسایی و تحلیل کلانروندها، روششناسی و الگوهای گوناگونی ارائه کردهاند که یکی از مشهورترین الگوهای دستهبندی روندها STEEPvاست؛ این اصطلاح، سرواژۀ شش واژۀ اجتماعی، فناوری، اقتصادی، زیستمحیطی، سیاسی و ارزشهاست.
2-3. جمعبندی ادبیات و استخراج کلانروندهای مؤثر بر کسبوکارهای آینده
در این بخش با هدف تحلیل و بررسی پژوهشهای پیشین در حوزه روندشناسی، بر اساس نظرات خبرگان و همچنین مطالعات انجامشده، روندهای کلیدی و تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری دستهبندی و استخراج شده است. درنهایت، روندها و متغیرهای شناساییشده در حوزۀ نیروهای پیشران (اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و فناوری)، نیروهای بازار، نیروهای اقتصادی خرد و کلان و نیروهای صنعت بانکداری تقسیمبندی شدند.
جدول 1: کلانروندهای مؤثر بر بازار کسبوکارهای آینده
|
مؤلفه یا متغیر |
نام اختصاری |
مؤلفه یا متغیر |
نام اختصاری |
|
نیــروهای پیشران |
|||
|
جمعیت در حال رشد جهان |
SO1 |
رکود اقتصادی |
ECO1 |
|
تغییر در الگوی مهاجرت |
SO2 |
انتقال قدرت اقتصادی به سمت شرق |
ECO2 |
|
تغییر در ارزشها و پذیریش عمومی فناوریهای جدید |
SO3 |
رشد بخش خدماتی |
ECO3 |
|
افزایش شهرنشینی |
SO4 |
جهانیشدن اقتصاد و رقابت |
ECO4 |
|
افزایش قدرت و حضور بانوان در فضای کسبوکار |
SO5 |
نوسان تقاضای بازار |
ECO5 |
|
تغییر در ساختار خانوادهها |
SO6 |
ظهور مدلهای نوپدید کسبوکار (انگارههای جدید) |
ECO6 |
|
رشد رسانهها و شبکههای اجتماعی |
TECH1 |
انتقال به اقتصاد دانشبنیان |
ECO7 |
|
رشد تأثیر فناوریهای نوظهور و نوپدید (نانو، بایو، سلولهای بنیادی و...) |
TECH2 |
افزایش بازارهای نوپدید |
ECO8 |
|
سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه |
TECH3 |
جهانیشدن زنجیره تأمین و ارزش |
ECO9 |
|
کوچکسازی محصولات (همانند خدمات موبایل بانک) |
TECH4 |
افزایش برونسپاری |
ECO10 |
|
همگرایی فناوری محصول |
TECH5 |
محو مرز بین تولید و خدمت |
ECO11 |
|
میزان تغیرات فناوری در صنعت |
TECH6 |
تغییر مسیر از تولید انبوه به سفارشی و شخصیسازی |
ECO12 |
|
بسترسازی در انتقال فناوری |
TECH7 |
جابه جایی قدرت (تغییر در هندسه قدرت) |
POL1 |
|
بسترسازی در تولید فناوری |
TECH8 |
افزایش همکاریهای بینالمللی و رشد مشارکتهای چند ملیتی |
POL2 |
|
میزان همسویی تغییرات در سطح جهانی |
TECH9 |
نفوذ شبکههای قومیمذهبی |
POL3 |
|
تغییرات اقلیمی |
ENV1 |
تغییر الگوی حاکمیت |
POL4 |
|
افزایش تقاضا برای انرژی |
ENV2 |
ثبات سیاسی |
POL5 |
|
افزایش تقاضا برای محصولات سبز |
ENV3 |
دخالتهای سیاسی در ابعاد اقتصادی |
POL6 |
|
کمیابی منابع طبیعی |
ENV4 |
آزادسازی تجاری |
POL7 |
|
افزایش آلودگی زیستمحیطی، صوتی و ... |
ENV5 |
حمایت از حقوق سرمایههای فکری |
POL8 |
|
اتمام سوختهای فسیلی |
ENV6 |
- |
- |
|
نیــرویهای بــازار |
|||
|
بخشهای بازار |
MA1 |
حساسیت به قیمتها |
MA9 |
|
نرخ رشد بازار |
MA2 |
چرخه عمر محصول |
MA10 |
|
بازارهای هدف |
MA3 |
فصلیبودن فعالیت |
MA11 |
|
طرح بازاریابی |
MA4 |
سودآوری |
MA12 |
|
نیازهای تأمین مالی |
MA5 |
رفتار مصرفکننده |
MA13 |
|
هزینههای عملیاتی |
MA6 |
جایگزینها (محصولات و خدمات) |
MA14 |
|
درآمدها |
MA7 |
ورودیهای جدید و عوامل بازدارنده (بازارهای غیرمجاز) |
MA15 |
|
تنوع محصول |
MA8 |
- |
- |
|
نیــروهای اقتصادی (خرد و کلان) |
|||
|
نرخ تورم |
F.eco1 |
سیاسیکاری اقتصادی |
F.eco16 |
|
سیاستهای پولی |
F.eco2 |
اقتصاد نفتی |
F.eco17 |
|
سیاستهای ارزی |
F.eco3 |
رکود اقتصادی |
F.eco18 |
|
فرار مالیاتی |
F.eco4 |
روابط تجاری و بازرگانی |
F.eco19 |
|
قوانین و مقررات دولتی |
F.eco5 |
فرهنگ مصرفگرایی |
F.eco20 |
|
توان و هزینههای تولید و خدمات |
F.eco6 |
مداخله دولت در اقتصاد |
F.eco21 |
|
حمایت دولتی و گرایش به مصرف داخلی |
F.eco7 |
سطح درآمدها |
F.eco22 |
|
بانکمحور بودن اقتصاد |
F.eco8 |
سطح دستمزدها |
F.eco23 |
|
ارائه آمارهای متناقض از دستگاههای متولی |
F.eco9 |
بازارهای غیررسمی |
F.eco24 |
|
بیثباتی اقتصادی |
F.eco10 |
تسهیلات بانکی |
F.eco25 |
|
بیثباتی نرخ بهره |
F.eco11 |
وضعیت جهانی بازار |
F.eco26 |
|
قانونگریزی |
F.eco12 |
بازارهای سرمایه |
F.eco27 |
|
کسری بودجه دولت |
F.eco13 |
زیرساختهای اقتصادی |
F.eco28 |
|
تحریمها |
F.eco14 |
ایجاد تحول در نظام بانکی |
F.eco29 |
|
رکود تورمی |
F.eco15 |
- |
- |
|
نیــروهای صنعت بانکداری |
|||
|
تأمینکنندگان و بازیگران زنجیره ارزش |
Ban1 |
حمایت نکردن دولت از بانکها |
Ban17 |
|
ذینفعان |
Ban2 |
ضعف در بدنه کارشناسی |
Ban18 |
|
افزایش رقبا |
Ban3 |
شفافیت نداشتن صورتهای مالی در بانکها |
Ban19 |
|
تازهواردان |
Ban4 |
ضعف در مرزبندی بنگاههای کارآمد و ناکارآمد |
Ban20 |
|
کفایت نداشتن سرمایه |
Ban5 |
وجود تنگناهای تأمین مالی |
Ban21 |
|
مطالبات غیرجاری بانکها |
Ban6 |
کاهش سودآوری بانکها |
Ban22 |
|
بدهی بانکها به بانک مرکزی |
Ban7 |
افزایش خطر ریسکپذیری اعتباری بانکها |
Ban23 |
|
اوراق مشارکت شرکتهای دولتی |
Ban8 |
استقلالنداشتن بانک مرکزی |
Ban24 |
|
محدودیت نقلوانتقال ارزی |
Ban9 |
نبود شایستهسالاری |
Ban25 |
|
محدودیت منابع |
Ban10 |
رشوهخواری و دزدسالاری |
Ban26 |
|
ضعف کنترل منابع و مصارف |
Ban11 |
هجوم یکباره برای برداشت سپردهها (خروج سپردهها) |
Ban27 |
|
ضعف مدیریت ریسک |
Ban12 |
نبود اطمینان از بازگشت سرمایه |
Ban28 |
|
ضعف نظارت و کنترل |
Ban13 |
تسهیلات تکلیفی دولت |
Ban29 |
|
بنگاهداری بانکها |
Ban14 |
تغییرات ساختاری در صنعت بانکداری |
Ban30 |
|
ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوشحساب |
Ban15 |
سلیقهها و ذائقههای گوناگون مشتریان |
Ban31 |
|
ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات |
Ban16 |
مجازیسازی و خدمات الکترونیکی |
Ban32 |
3. روششناسی
هر پژوهشی بر پایه روششناسی خاص خود، مسئله تحقیق را میآزماید و نقد میکند. در این بخش از مقاله، روششناسی ویژه پژوهش ارائه شده است.
3-1. روش تحقیق از منظر هدف و گردآوری اطلاعات
یکی از مراحل انجام تحقیق، انتخاب روش تحقیق است. روش تحقیق فرایند نظاممند و هدفدار برای پاسخ به سؤالات تحقیق است (احمدی، 1391: 35). بهطورکلی، روشهای تحقیق در علوم رفتاری را میتوان با توجه به دو ملاک: الف: هدف تحقیق، ب: شیوۀ گردآوری دادهها، دستهبندی کرد. این پژوهش با توجه به اهداف در نظر گرفتهشده، پژوهشی کاربردی- توسعهای است.
تحقیقات علمی را بر اساس چگونگی گردآوری دادههای مورد نیاز(طرح تحقیق)، میتوان به دو دستۀ زیر تقسیم کرد: این پژوهش، از منظر گردآوری اطلاعات تلفیقی است، لازم به ذکر است پژوهشهای تلفیقی نوعی استراتژی پژوهشی یا روششناسی برای گردآوری، تحلیل و ترکیب دادههای کمّی و کیفی است که برای فهم مسائل پژوهشی در زمان انجام یک پژوهش به کارگرفته میشود. پژوهش حاضر از نظر گردآوری اطلاعات، تحقیق توصیفی از شاخه پیمایشی است. برای جمعآوری ادبیات تحقیق به مقالات، گزارشها و کتابهای مختلف مراجعه شده است تا با استفاده از این منابع، توصیفی از موضوع تحقیق حاضر ارائه گردد. همچنین ازآنجاکه در این پژوهش از روش تحلیل ساختاری، تحلیل تأثیر متقابل و تحلیل روند استفاده شده است، از نظر روشهای آیندهنگاری، در دستۀ روشهای کمّی- کیفی (نیمهکمّی) و اکتشافی قرار میگیرد.
در این پژوهش، نخست روندهای مؤثر بر آیندۀ صنعت بانکداری از طریق مطالعات کتابخانهای شناسایی میشوند و در ماتریس تأثیر متقابل جاگذاری میشود (جدول شمارۀ 1)، سپس با تکمیل ماتریس، اثرات متقابل از طریق پانل خبرگان و با استفاده از ابزار تحلیل دادههای کیفی (روش تحلیل ساختاری) دادههای مستخرج از آراء خبرگان تحلیل و ارزیابی میشود.
3-2. جامعه و نمونۀ آماری پژوهش
جامعۀ آماری در این پژوهش در بخش شامل مجموعهای از متخصصان و خبرگان دارای دیدگاه آیندهپژوهانه و راهبردی صنعت بانکداری است که تعداد آن در حدود 30 نفر برآورد میشود. نمونۀ آماری متشکل از هشت نفر از خبرگان حوزه یادشده است که براساس روش نمونهگیری از نوع «نمونهگیری قضاوتی و هدفمند» و در دسترس انتخاب شدند. باتوجه به نوع جامعۀ آماری موردنظر و با توجه به نوع اطلاعات لازم برای انجام تحقیق، از نمونهگیری یادشده استفاده شده است.
3-3. نرمافزار مورد استفاده
نرمافزار میکمک برای انجام محاسبات پیچیدۀ ماتریس برگذر طراحی شده است. روش این نرمافزار بدینگونه است که ابتدا متغیرها و مؤلفههای مهم در حوزه مورد نظر شناسایی شده و سپس آنها را در ماتریسی مانند ماتریس تحلیل تأثیر برگذار وارد میکنند؛ درپایان، خبرگان میزان ارتباط این متغیرها را با حوزه مربوطه تشخیص میدهند. متغیرهای موجود در سطرها بر متغیرهای موجود در ستونها تأثیر میگذارند. بدینترتیب، مجموع دادههای متغیرهای سطرها، میزان تأثیرگذاری و مجموع دادههای متغیرهای ستونها، میزان تأثیرپذیری را نشان خواهند داد (زالی، 1392: 89).
4. تجزیه و تحلیل دادهها و یافتههای تحقیق
4-1. تحلیل اولیه دادههای گردآوریشده از ماتریس تأثیر متقابل (بر گذر)
در این گام با استفاده از روش تحلیل ساختاری/ تأثیر متقابل (برگذر) که یکی از روشهای نیمهکمّی (کمّی/ کیفی) آیندهپژوهی است، ماتریس تحلیل تأثیر متقابل عوامل با تشکیل پانلی متشکل از 8 نفر از خبرگان تکمیل شد. ابعاد ماتریس 60×60 بود؛ به این ترتیب که خبرگان قضاوت خود را در مورد تأثیر هریک از عوامل مندرج در سطر، بر تمامی عوامل که در ستون درج شده بودند، در قالب اعداد 0 تا 3 بیان کردهاند، به این ترتیب که 0= بدون تأثیر، 1= تأثیر کم، 2= تأثیر متوسط و 3= تأثیر زیاد بود. اجماع نظرات در خانههای مربوطه قرار داده شده است. مجموع اعداد هر سطر، بیانگر جمع فعال و مجموع دادههای هر ستون بیانگر جمع غیرفعال است. ماتریس تحلیل اثر متقابل بین عوامل کلیدی، با تشکیل پانلی تکمیل شده، سپس دادههای این ماتریس وارد نرمافزار میکمک شده است. عوامل بهدستآمده از تحلیل ماتریس و نحوۀ توزیع متغیرها در نمودار (حول قطر) بیانگر این نکته است که عوامل برگزیده تأثیر زیاد و پراکندهای بر یکدیگر داشته و در واقع وضعیت سیستم ناپایدار است. ازطرف دیگر، ماتریس بر اساس شاخصهای آماری با 2 بار چرخش از مطلوبیت و بهینهشدگی 100 درصد برخوردار بوده که حاکی از روایی بالای ماتریس و پاسخهای آن است.
جدول 2: تحلیل اولیه دادههای ماتریس تأثیرات متقابل (تحلیل ساختاری)
|
مقدار |
شاخص |
|
60 |
اندازه ماتریس |
|
2 |
تعداد چرخش |
|
979 |
تعداد عدد صفر |
|
1287 |
تعداد عدد یک |
|
989 |
تعداد عدد دو |
|
345 |
تعداد عدد سه |
|
73 % |
درجه پرشدگی |
4-2. میزان اثرگذاری و اثرپذیری روندها بر یکدیگر
خروجی بعدی نرمافزار رتبهبندی، میزان اثرگذاری و اثرپذیری روندها بر اساس جمع فعال و غیرفعال آنهاست.
جدول 3: رتبهبندی ماتریسها بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری
|
رتبه بندی |
نام متغیر |
میزان اثرگذاری |
نام متغیر |
میزان اثرپذیری |
|
1 |
نبود ثبات اقتصادی |
290 |
سودآوری |
255 |
|
2 |
سودآوری |
269 |
کاهش سودآوری بانکها |
241 |
|
3 |
سیاستهای ارزی |
260 |
کفایت نداشتن سرمایه |
241 |
|
4 |
کاهش سودآوری بانکها |
251 |
بازارهای سرمایه |
230 |
|
5 |
افزایش رقبا |
246 |
تحریمها |
227 |
|
6 |
تسهیلات بانکی |
227 |
وجود تنگناهای تأمین مالی (86 درصد توسط بانکها و 14درصد توسط بازار سرمایه) |
227 |
|
7 |
محدودیت منابع |
225 |
مطالبات غیرجاری بانکها |
223 |
|
8 |
مداخله دولت در اقتصاد |
225 |
قوانین و مقررات دولتی |
223 |
|
9 |
دخالتهای سیاسی در ابعاد اقتصادی |
225 |
تسهیلات بانکی |
223 |
|
10 |
سیاستهای پول |
218 |
سیاستهای پولی |
216 |
|
11 |
مطالبات غیرجاری بانکها |
218 |
محدودیت منابع |
213 |
|
12 |
روابط تجاری و بازرگانی |
216 |
بیثباتی در نرخ بهره |
209 |
|
13 |
درآمدها |
216 |
درآمدها |
209 |
|
14 |
کفایتنداشتن سرمایه |
211 |
تسهیلات تکلیفی دولت |
204 |
|
15 |
تحریمها |
209 |
بدهی بانکها به بانک مرکزی |
197 |
|
16 |
ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات |
202 |
مداخله دولت در اقتصاد |
195 |
|
17 |
وجود تنگناهای تأمین مالی (86 درصد توسط بانکها و 14درصد توسط بازار سرمایه) |
202 |
ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات |
193 |
|
18 |
قوانین و مقررات دولتی |
200 |
هزینههای عملیاتی |
190 |
|
19 |
محدودیت نقل و انتقال ارزی |
197 |
بیثباتی اقتصادی |
188 |
|
20 |
بازارهای سرمایه |
193 |
افزایش خطر ریسکپذیری اعتباری بانکها |
188 |
|
21 |
ثبات سیاسی |
186 |
میزان تغیرات فناوری در صنعت |
188 |
|
22 |
تسهیلات تکلیفی دولت |
186 |
مجازیسازی و خدمات الکترونیکی |
186 |
|
23 |
رکود تورمی |
183 |
افزایش رقبا |
181 |
|
24 |
نیازهای تأمین مالی |
183 |
سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه |
179 |
|
25 |
هزینههای عملیاتی |
181 |
ضعف کنترل منابع و مصارف |
179 |
|
26 |
بانک محور بودن اقتصاد |
179 |
نیازهای تأمین مالی |
179 |
|
27 |
ثبات نداشتن نرخ بهره |
179 |
ضعف نظارت و کنترل |
174 |
|
28 |
رکود اقتصادی |
176 |
تغییر در ارزشها و پذیریش عمومی فناوریهای جدید |
172 |
|
29 |
نرخ تورم |
174 |
بانکمحور بودن اقتصاد |
172 |
|
30 |
شفافیتنداشتن صورتهای مالی در بانکها |
174 |
رفتار مصرفکننده |
169 |
|
31 |
تنوع محصول |
167 |
نرخ تورم |
167 |
|
32 |
سیاسیکاری اقتصادی |
167 |
محدودیت نقل و انتقال ارزی |
165 |
|
33 |
بدهی بانکها به بانک مرکزی |
165 |
جهانیشدن اقتصاد و رقابت |
162 |
|
34 |
ورودیهای جدید و عوامل بازدارنده (بازارهای غیرمجاز و خارج از نظارت) |
165 |
ایجاد تحول در نظام بانکی |
160 |
|
35 |
استقلالنداشتن بانک مرکزی |
160 |
اقتصاد نفتی |
160 |
|
36 |
ضعف کنترل منابع و مصارف |
153 |
ورودیهای جدید و عوامل بازدارنده (بازارهای غیرمجاز و خارج از نظارت) |
158 |
|
37 |
ضعف در بدنه کارشناسی |
153 |
سیاستهای ارزی |
151 |
|
38 |
جهانی شدن اقتصاد و رقابت |
153 |
رکود تورمی |
151 |
|
39 |
زیرساختهای اقتصادی |
153 |
ثبات سیاسی |
151 |
|
40 |
ضعف نظارت و کنترل |
151 |
زیرساختهای اقتصادی |
151 |
|
41 |
آزادسازی تجاری |
151 |
روابط تجاری و بازرگانی |
148 |
|
42 |
اقتصاد نفتی |
151 |
تنوع محصول |
144 |
|
43 |
میزان تغیرات فناوری در صنعت |
146 |
رکود اقتصادی |
141 |
|
44 |
ضعف مدیریت ریسک |
137 |
ضعف مدیریت ریسک |
139 |
|
45 |
ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوش حساب |
137 |
دخالتهای سیاسی در ابعاد اقتصادی |
137 |
|
46 |
مجازیسازی و خدمات الکترونیکی |
132 |
هجوم یکباره برای برداشت سپردهها (خروج سپردهها) |
137 |
|
47 |
رشوهخواری و دزدسالاری |
127 |
شفافنبودن صورتهای مالی در بانکها |
137 |
|
48 |
رکود اقتصادی |
125 |
سلیقهها و ذائقههای گوناگون مشتریان |
132 |
|
49 |
رفتار مصرفکننده |
123 |
آزاد سازی تجاری |
130 |
|
50 |
هجوم یکباره برای برداشت سپردهها (خروج سپردهها) |
123 |
رکود اقتصادی |
127 |
|
51 |
نبود شایستهسالاری |
109 |
افزایش همکاریهای بینالمللی و رشد مشارکتهای چندملیتی |
125 |
|
52 |
افزایش همکاریهای بینالمللی و رشد مشارکتهای چندملیتی |
109 |
سیاسیکاری اقتصادی |
125 |
|
53 |
سلیقهها و ذائقههای گوناگون مشتریان |
104 |
کوچکسازی محصولات (همانند خدمات موبایل بانک) |
109 |
|
54 |
سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه |
97 |
استقلالنداشتن بانک مرکزی |
106 |
|
55 |
تغییر در ارزشها و پذیریش عمومی فناوریهای جدید |
93 |
ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوشحساب |
102 |
|
56 |
افزایش خطر ریسک پذیری اعتباری بانکها |
69 |
ضعف در بدنۀ کارشناسی |
93 |
|
57 |
کوچکسازی محصولات (همانند خدمات موبایل بانک) |
53 |
افزایش شهرنشینی |
81 |
|
58 |
ایجاد تحول در نظام بانکی |
39 |
نبود شایستهسالاری |
79 |
|
59 |
افزایش شهرنشینی |
39 |
رشوهخواری و دزدسالاری |
79 |
|
60 |
رشد رسانهها و شبکههای اجتماعی |
23 |
رشد رسانهها و شبکههای اجتماعی |
58 |
4-3- تحلیل سیستم
هدف نهایی تحلیل ساختاری، شناخت ویژگیها، ساختار، متغیرهای کلیدی و مهمترین عناصر مؤثر بر سیستم است. در ماتریس متقاطع، جمع اعداد موجود در سطر برای هر متغیر، بیانگر جمع فعال است و میزان تأثیرگذاری آن عامل را نشان میدهد؛ و جمع اعداد موجود در ستون، نیز بیانگر جمع فعال و غیرفعال است و میزان تأثیرپذیری آن عامل را نشان میدهد. نحوه توزیع و پراکنش متغیرها در صفحه پراکندگی، حاکی از میزان پایداری و یا ناپایداری سیستم مورد مطالعه است. در بخش روششناسی و تحلیل میکمک در مجموع دو نوع از پراکنش عوامل تعریف شده است که بیانگر پایدار و یا ناپایدار بودن سیستم است. در سیستم پایدار پراکنش متغیرها به صورت حرف L انگلیسی است، اما در سیستمهای ناپایدار، وضعیت پیچیدهتر است و عوامل حول قطر مرکزی صفحه پراکندگی قرار دارند و در بیشتر مواقع، حالت بینابینی از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را نشان میدهند که ارزیابی و شناسایی عوامل اصلی را دشوار مینماید.
شکل(1) پراکندگی کلانروندهای تأثیرگذار بر آینده کسبوکارها را نشان میدهد. آنچه از این شکل میتوان دریافت، وضعیت ناپایدار سیستم است. همانگونه که در شکل (1) مشاهده میشود، بیشتر متغیرها در اطراف محور اصلی صفحه پراکندهاند.
شکل 1: نقشه پراکندگی متغیرها و جایگاه آنها در محور تأثیرگذاری- تأثیرپذیری بر اساس نام اختصاری متغیرها
4-4. شناسایی متغیرهای راهبردی در نمودار
متغیرهای راهبردی متغیرهایی هستند که هم قابلیت دستکاری و کنترل دارند و هم بر پویایی و تغییر سیستم تأثیرگذارند. با این توصیف، متغیرهایی را که تأثیر بسیار بالایی دارند، ولی کنترلشدنی نیستند، نمیتوان متغیر راهبردی محسوب کرد. مقایسه متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر بر اساس رتبهبندی آنها نخستین گام در یافتن متغیرهای راهبردی است. بر این اساس، چنانچه تعداد متغیرهای تکراری در تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین متغیرها بالا باشند، سیستم دارای تعدادی متغیر راهبردی است که قابلیت کنترل و هدایت سیستم را آسان مینماید. چنانچه تعداد متغیرهای تکراری در ستون تأثیرگذاری و تأثیرپذیرترین متغیرها پایین باشند، سیستم دارای ساختار خاصی است که قابلیت کنترل کمتری از سوی بازیگران را دارد. سیستم مورد مطالعه این پژوهش از نوع دوم است. در جدول زیر، میتوان متغیرهایی را که در هر دو ستون در فهرست تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین قرار دارند، مشاهده نمود. اگر نمودار وضعیت متغیرها را به صورت یک شبکه مختصات فرض کنیم، متغیرهای قرارگرفته در ناحیه 2 چنین وضعیتی دارند و برنامهریزان بهندرت قادر به تغییر این متغیرها هستند. متغیرهای قرارگرفته در ناحیه 3 شبکه مختصات، چنانکه در شکل(2) مشخص است، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بسیار پایینی در سیستم دارند و نمیتوانند متغیر راهبردی محسوب شوند. متغیرهای ناحیه 4 نیز به دلیل وابستگی شدید به سایر متغیرها، خاصیت راهبردی ندارند و بیشتر نتیجه سایر متغیرها به حساب میآیند. اما متغیرهای ناحیه 2 شبکه مختصات، متغیرهای راهبردی هستند، چرا که هم قابلیت کنترل با سیستم مدیریتی را دارند و هم بر سیستم، تأثیر بسیاری دارند. درواقع، هرچه از ناحیه 3 به سمت انتهای ناحیه 2 شبکه مختصات نزدیکتر میشویم، بر میزان اهمیت و راهبردی بودن متغیرها افزوده میشود.
بنابراین با توجه به صفحه پراکندگی در شکل (3)، میتوان متغیرهای راهبردی مؤثر بر آینده صنعت بانکداری را در ناحیه 2 صفحه پراکندگی مطابق با جدول (4) مشاهده کرد.
جدول 4: متغیرهای راهبردی مؤثر بر آینده صنعت بانکداری
|
سودآوری |
کفایت سرمایه |
|
مداخله دولت در اقتصاد |
تحریمها |
|
کنترل منابع و مصارف |
قوانین و مقررات دولتی |
|
مطالبات معوق بانکها |
تسهیلات تکلیفی دولت |
|
افزایش نرخ بهره و ذخیره قانونی |
ثبات اقتصادی |
شکل 2: موقعیت متغیرهای راهبردی در نمودار(ربانی، 1391: 120)
شکل 3: نقشه پراکندگی متغیرها و جایگاه آنها در محور تأثیرگذاری- تأثیرپذیری بر اساس نام متغیرها و موقعیت آنها در برابر خط قطری
5. نتیجهگیری و پیشنهادها
5-1. کاربرد یافتههای پژوهش در برنامهریزیهای کلان مرتبط با حوزه کسبوکارها
آیندهنگاری حوزهای است که نتایج آن کاربرد زیادی در برنامهریزیها و سیاستگذاریها دارد. پژوهش حاضر در زمینه آیندهنگاری روندها و کلانروندهای مؤثر بر بازار آینده صنعت بانکداری است؛ زمینهای که در داخل کشور تاکنون به صورت جدی بررسی و مطالعه نشده است. در واقع این پژوهش میتواند گام کوچکی برای شروع تحقیقات بعدی باشد. با توجه به اینکه در شرایط فعلی صنعت بانکداری کشور و همچنین فضای کسبوکار در وضعیت مطلوب و آرمانی قرار ندارند، تلاش برای بهبود این وضعیت در خور توجه است و لازمه بهبود مؤثر، آگاهی از شرایط موجود است. شناسایی، تحلیل و فهم نیروهای پیشران، کلانروندها و روندهایی که مؤثر بر آینده این صنعت هستند، برای کسب نمایی کلی از آینده در حال ظهور ضروری است. امروزه تغییرات با نرخ سریعتری به وقوع میپیوندد. تغییرات فناورانه و صنعتی و متعاقباً تغییر در دیگر جنبههای زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکززدایی جوامع و نهادهای موجود که به دلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته است، تمایل روزافزون به جهانیشدن به همراه حفظ ویژگیهای ملی، قومی و فرهنگی، تضمین رشد سود و فروش بانکها در آینده و میزان پذیرش و مقبولیت یک خدمت مالی جدید در بازار به عواملی چون پیچیدگی[24]، سازگاری[25]، مزیت نسبی[26]، ارتباط پذیری[27]، قابلیت آزمایش[28]، اعتماد مشتری و عوامل دیگری نظیر آنها، درک بهتر و بیشتر از «تغییرات» و «آینده» را برای کسبوکارها و همچنین سازمانها و نهادهای تصمیمگیر و تصمیمساز از جمله نظام بانکی ایران که یکی از مهمترین بخشهای اقتصاد است، ضروری میسازد. در واقع استفاده از آیندهنگاری و نتایج آن در برنامهریزیهای بلندمدت و راهبردی و حتی برنامهریزیهای میانمدت و کوتاهمدت، باعث میشود که منفعلانه به سمت آینده پیشروی نشود و با آگاهی نسبی از اوضاع و شرایط، آینده ساخته شود.
در این پژوهش تلاش شده است نیروهای پیشران و روندهای کلیدی مؤثر بر آینده بازار صنعت بانکداری شناسایی شود، سپس با استفاده از روش تحلیل ساختاری/ تحلیل تأثیر متقابل، اقدام به تحلیل این روندها و کلانروندها گردد.
5-2. کاربرد یافتههای پژوهش برای سایر روشهای آیندهنگاری
همانطور که پیشتر گفته شد، روشهای بسیاری برای انجام فعالیتهای آیندهنگاری وجود دارد؛ و گاهی این روشها در کنار یکدیگر قرار میگیرند. روش تحلیل ساختاری/ تحلیل تأثیر متقابل که تا حد زیادی منطبق بر روش تحلیل تأثیر بر روند است، یکی از روشهایی است که در کنار برخی روشهای دیگر، نتایج پرباری را به ارمغان میآورد. معمولاً نتایج این روشها در کنار روش سناریوپردازی میتواند بسیار مؤثر باشد. میتوان از نتایج روش تحلیل ساختاری و تحلیل آثار متقابل روندهای کلیدی، در مراحل مختلف روش سناریونگاری استفاده کرد. از آنجا که این روش، یک روش نیمهکمّی است. بنابراین میتواند میزان اطمینان فرایند سناریوپردازی را افزایش دهد و یافتن روندها و عوامل کلیدی و شناسایی منطق سناریوها را اطمینانبخشتر نماید. با استفاده از نرمافزار میکمک میتوان تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین روندها را شناسایی کرد و آنها را در برنامهریزی پیش چشم داشت. در واقع میتوان گفت یافتههای این پژوهش نیمی از فرایند سناریونگاری را پوشش میدهد و میتوان پس از شناسایی عدمقطعیتها که از آنها در شناسایی محورهای سناریو استفاده میشود، با تشکیل پانلهای خبرگان، به توصیف و داستانسرایی در مورد تأثیرات این نیروهای پیشران بر یکدیگر و نیز بر روندهای کلیدی پرداخت و از این طریق تصویری روشنتر از آینده ارائه کرد. در این پانلها و نشستها، خبرگان در مورد تأثیرات پیشرانها بر یکدیگر و نیز روندهای کلیدی شناساییشده داستانسرایی کنند، همچنین میتوانند در مورد روندهای آینده این نیروها و عوامل بحث کرده به نتایجی برسند و بر این اساس سناریوهایی نیز برای آیندۀ بازار صنعت بانکداری نگاشته شود که نتایج آن نیز میتواند در خور توجه مسئولان، برنامهریزان و تصمیمگیرندگان این زمینه باشد.
5-3. پیشنهادات برای پژوهشهای آتی
- ازآنجاکه پژوهشهای مشابه در زمینه آیندهنگاری صنعت بانکداری انجام نشده بود و نبود چنین پژوهشهایی بهدرستی محسوس بود، هدف این پژوهش ایجاد بنیانی برای فعالیتهایی از ایندست است. بنابراین میتوان پژوهشهایی مشابه را در مقیاسهای متفاوت و برای صنایع گوناگون و یا شرکتها و کسبوکارهای خاص انجام داد تا روندها و عوامل مؤثر بر آینده این کسبوکارها با دقت و وضوح بالاتری آینده این نوع از کسبوکارها را برای مدیران و سرمایهگذاران ترسیم کند.
- طراحی و تدوین پژوهشی مبتنی بر رویکرد سناریویی؛ همانطور که در بخش کاربرد یافتهها عنوان شد، از آنجا که یافتههای این پژوهش، تقریباً نیمی از فرایند سناریونگاری برای آینده بازار صنعت بانکداری را پوشش میدهد، ادامه این فرایند و انجام گامهای بعدی آن یعنی شناسایی عدم قطعیتها و تعیین سناریوها در پژوهشهای بعدی میتواند در نظر گرفته شود.
- شناسایی و ارائه فرصتهای بهوجودآمده از اثرات متقابل کلانروندها بر یکدیگر در فضای صنعت بانکداری ملی و بینالمللی از طریق رویکرد سناریوییGBN[29]، نیز میتوانند بهعنوان موضوعی بدیع و نو برای پژوهشهای بعدی معرفی گردد.
- لازم است با توجه به کلانروندها و پیشرانهای شناساییشده در این پژوهش، برای تعیین جهت و شناسایی حوزههای آینده برای توسعۀ بازار صنعت بانکداری و بهرهبرداری از فرصتهای موجود، مدلی اقتضائی ارائه شود.
[1]. IBM
[2]. General Motors
[3]. SEARS
[4]. CBS
[5]. Mega Trends
[6]. Foresight
[7]. Structural analysis
[8]. Actors stategies
[9]. Probabilistic cross- impact matrix
[10]. TIA: Trend impact analysis
[11]. Motivity
[12] .Dependence
[13]. Business as usual
[14]. Political
[15]. Economic
[16]. Social
[17]. Technological
[18]. STEP, STEEP, STEEPV, PESTLE
[19]. Values
[20]. Environment
[21]. Legal
[22]. trend analysis (TA)
[23]. possible futures
[24]. Complexity
[25]. Compability
[26]. Relative Advantage
[27]. Communicability
[28]. Dividibility
[29]. Global Business Network