تبیین خرید وسواسی بر اساس عوامل روان‌شناختی، محیطی، مادی‌گرایی و استفاده از کارت‌های اعتباری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموختة کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، دانشگاه خلیج فارس بوشهر.

2 دانشیار مدیریت بازرگانی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس بوشهر.

3 دانشیار روانشناسی، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خلیج فارس بوشهر.

چکیده

امروزه تغییرات، پیچیدگی مصرف را افزایش داده و شرایط افزایش تمایل به خرید وسواسی را نسبت به گذشته بسیار مساعدتر کرده است. در این پژوهش، پس از بررسی پژوهش­های انجام­شده در زمینة معیارهای تأثیر­گذار بر رفتار خرید وسواسی در داخل و خارج از کشور، ، یک مدل مفهومی ارائه می­شود. روش تحقیق، توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. داده­های پژوهش از طریق مشتریان فروشگاه­های زنجیره­ای شهر شیراز به روش میدانی و از طریق پرسشنامه در نمونه با حجم 384 گردآوری شده است. در این پژوهش برای تأیید روایی پس از مشورت با متخصصان از شاخص کفایت نمونه­گیری(KMO) و آزمون بارتلت استفاده شد و پایایی ابزار اندازه­گیری با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شد . تجزیه و تحلیل داده­ها به روش معادلات ساختاری و با نرم­افزار اموس انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می­دهد که مادی­گرایی بر کارت اعتباری و کارت اعتباری بر خرید وسواسی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین در این پژوهش اثر مثبت اضطراب، تکانشگری، خانواده و اثر منفی تبلیغات تلویزیونی بر خرید وسواسی پذیرفته شده است. این در حالی است که تأثیر همسالان و افسردگی مصرف­کنندگان بر خرید وسواسی رد شده است. این پژوهش نشان­دهندة اثر منفی خانواده و همسالان و اثر مثبت تبلیغات تلویزیون بر مادی­گرایی است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Explaining the Compulsive Buying Behavior Based on the Factors of Psychological, Environmental, Materialism and Using Credit Card

نویسندگان [English]

  • Mahboobeh Moghadam-Jezeh1 1
  • Manijeh Bahrainizad 2
  • Soran Rajabi3 3
1 MSc Student, Business Administration, Persian Gulf University, Bushehr, Iran
2 - Associate Professor, Faculty of Literature and Humanities, Persian Gulf University, Bushehr, Iran mbahrainizadeh@pgu.ac.ir
3 Associaste Professor, Faculty of Literature and Humanities, Persian Gulf University, Bushehr, Iran sragabi@pgu.ac.ir
چکیده [English]

Compulsive buying is an aspect of consumer behavior. Today changes in life style have increased the complexity of consumption and create an environment which is favorable to increase compulsive buying than the past. Many factors, including environmental factors, psychological, demographic, and the availability of credit cards can be effective in creating compulsive buying. Therefore, the present research has presented a conceptual model after reviewing several conducted researches in the field of criteria affecting compulsive buying behavior. This resaeach is an applied research in terms of its objective and descriptive- correlational in terms of data collection. Statistical population of this research containsits the customers of chain stores in Shiraz and its sampling is done using non-random available method. 385 quastionanaries were evaluated and data awere analysed via the softwares of Spss18 and Amos18. The results showed that the factors of materialism on credit card and also credit card on compulsive buying have a significant and positive effect. Also in this reserachthe positive effect of anxiety, impulsivity, family and also the negative impact of television advertising on compulsive buying were approved. However, the influence of peers and consumer’s depression on compulsive buying was rejected. Moreoverr, this research showed the negative effect of family and peers and the positive impact of television advertising on materialism. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Compulsive Buying
  • Psychological Factor
  • Environmental factors
  • Materialism
  • Using Credit Card

1-                مقدمه

 

تنوع­طلبی در خرید یک واقعیت انکار­ناپذیر است که اشتیاق به داشته­های بیشتر و متمایز­تر را به همراه دارد؛ اما این رفتار گاهی از خرید­های ضروری فراتر رفته و در صورت مهارنکردن آن به تجمل­گرایی و خرید­های غیر­ضروری می­رسد. سودمندی خرید معمولاً به دلیل برطرف­کردن نیازهای افراد است (ظهیری ابیانه و حیدرزاده هنزایی، 1393). اگر خرید نیاز باشد و فرد برای آن برنامه­ریزی هم کند، به طوری که شرایط اقتصادی و بودجه­اش را در نظر بگیرد نه­تنها مشکل­ساز نیست، بلکه پسندیده هم هست؛ ولی اگر از حد متعارف خارج شود و شکل افراطی به خود بگیرد، یعنی آنقدر زیاد و غیر­عادی باشد که در اقتصاد و زندگی خدشه وارد کند و فرد به صورت تکانشی (لحظه­ای) و بدون نیاز به کالا، به مغازه یا فروشگاه برود و به خرید اجناس بپردازد یک اختلال است. اکثر افرادی که مبتلا به خرید بیمارگونه هستند، از تعدد خرید کالاهای بدون­استفاده لذت می­برند. فرایند خرید باعث شده است که زندگی این دسته از افراد از کنترل خارج شود و باید توجه داشت که بیشتر این افراد ازمشکل خود بی­خبرند. این مصرف­کنندگان افرادی هستند که به­طور ناگهانی به سمت مصرف تحریک شده و نمی­توانند این رفتار را کنترل کنند که البته به نظر می­رسد برای رهایی از مشکلات، خرید می­کنند (فابر و اوگوین[1]،1988). اگر چه عوامل وراثتی در فرایند خرید وسواسی مؤثر است، عوامل محیطی را هم در بر می­گیرد. یکی از عوامل اجتماعی مؤثر بر این فرایند استفاده و دسترسی به کارت­های اعتباری است. درآمد رو به رشد طبقة­ متوسط جامعه باعث افزایش استفاده از کارت­های اعتباری شده است (کاری و همکاران[2]، 2011). سهولت خرید باعث می­شود تا تکانه ­های رفتار خرید وسواس­گونة افراد مبتلا، سرعت و شدت بیشتری پیدا کند. از سوی دیگر، اختلال خرید وسواسی با ظهور تلویزیون و برنامه­های آنلاین شبانه­روزی و مختص خرید کالا بدتر شده است. از زمانی­که تبلیغاتبه یکی از نیروهای اصلی تلویزیون تبدیل شده این مشکل افزایش یافته است (ریدوی و کوکارکینی[3]، 2005). همچنین محیط خانواده، رفتارهای مصرفی آموخته­شده از دوران کودکی و الگوهای ارتباطات خانوادگی با انحرافات رفتار مصرف­کننده و شکل­های افراطی خرید وسواسی مرتبط است (ظهیری ابیانه و حیدرزاده هنزایی، 1393). از سویی تحقیقات نشان داده­اند که ارتباط با همسالان تأثیر مثبتی بر انگیزه­های اجتماعی نوجوانان برای مصرف، ارزش­های مادی­گرایی و توجه به تمایلات همسالان در انتخاب محصولات دارد. بنابراین نفوذ همسالان اثر چشمگیری در گرایش به خرید وسواسی داشته است. درواقع مطالعة رفتار خرید وسواسی هم از بعد فردی و هم اجتماعی شایان توجه است. خرید وسواسی با عواقب بسیار مالی، عاطفی، اجتماعی، قانونی و معمولاً با صرف بیش از حد زمان و پول (کریستنسون و همکاران[4]، 1994) و همچنین میزان زیادی از اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلالات مصرف مواد، اختلالات خوردن و اختلالات دیگر از جمله کنترل امیال همراه است (موناهان و همکاران[5]، 1995). نتایج حاصل از این مسئلة دردناک برای افراد، خانواده­ها، جوامع و همچنین کشورها و محیط کسب و کار نامطلوب هستند. به همین دلیل، این رفتار توجه روان­شناسان، روان­پزشکان، اقتصاددانان، جامعه­شناسان­، محققان بازاریابی و متخصصان را برانگیخته است. در این راستا پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی است که نتیجة­ آن می­تواند در زمینة پیشگیری و درمان اختلال خرید وسواسی کارا و مفید باشد. اگرچه تلاش­های مفید و چشمگیری برای درک استفاده افراطی از مواد مختلف و کلیة انواع رفتارها و فعالیت­های افراطی (مثلاً اعتیاد به الکل و مواد مخدر، استفاده افراطی از دارو، قمارکردن و....) انجام شده است، باز اطلاعات بسیار اندکی دربارة این­گونه استفاده­های افراطی در قلمرو رفتار خرید وجود دارد. بنابراین درک این مشکل و کمک به آنهایی که از این مشکل رنج می­برند نه­تنها بشردوستانه است، به نفع جامعه نیز هست. بنابراین، با توجه به اهمیت این موضوع و نوپابودن سابقة­ چنین مطالعاتی در ایران این پژوهش بر آن است تا خرید وسواسی را با توجه به عوامل محیطی، برخی عوامل جمعیت­شناختی، روان­شناختی تبیین کرده و بنابر افزایش استفاده از کارت­های اعتباری در مراکز خرید و دستگاه­های خودپرداز تأثیر این متغیر را نیز بر افزایش خرید بررسی کنیم تا از این منظر بتوانیم با استفادة صحیح و آگاهی مانع از ایجاد زیان اقتصادی به فرد و جامعه شویم.

 

2-                مروری بر ادبیات نظری و پیشینة پژوهش

2-1- خرید وسواسی[6]

تا قبل از اواسط دهة 1980 عملاً هیچ­چیز دربارة خرید وسواسی نوشته نمی­شد و در حد اندکی از آن بحث مطرح می­شد. در واقع، این موضوع یا چیزی شبیه آن در اوایل سال 1915 با عنوان جنون خرید (کراپلین[7]1915) در متون روان­پزشکی بررسی شده است. خرید وسواسی به مدت 10 سال در ادبیات روان­پزشکی بحث و مطالعه شد و پس از آن به طور کلی محو شد تا اینکه محققانی مانند اوگین و فابر[8] و معدود افراد دیگری در اواسط دهة­ 1980 دوباره شروع به تحقیق دربارة­ آن کردند (طاهری­کیا و نادری، 1391). خرید وسواسی ویژگی­های مقاومت­ناپذیری، ناگهانی­بودن، بی­احساسی قبل از شروع به خرید اجناس و کنترل­ناپذیری را دارد که به دلایل ناراحتی، مشکلات اجتماعی یا شغلی تأمل­برانگیز است. اشخاص با رفتار خرید وسواسی اغلب اقلامی که نیاز ندارند یا نمی­توانند هزینة آن را پرداخت کنند خواهند خرید (دلوسو و همکاران[9]،2006) .کینگ[10] (1981) این نوع از مصرف را شیدایی پاتالوژیک (اعتیاد) تعریف می­کند که ناشی از پدیده­های روانی مانند یک احساس عمومی از خودبیگانگی و تضعیف اعتماد به نفس است. علاوه بر این از نظر او نشانه­های همراه با این مصرف بیمارگونه همانند نشانه­­های همراه با اعتیاد به الکل، تمایل شدید به پرخوری و غیره است، از جمله:

- یک میل وسواسی و اجبارگونه برای مصرف

- نداشتن استقلال شخصی و از دست­دادن کنترل

- تمایل به افزایش مصرف یک محصول

این اختلال با دغدغة مکرر در خرید، خریدهای متفرقه، ناگهانی­بودن در هنگام خرید که به صورت مقاومت­ناپذیری تجربه می­شود مشخص شده است. این رفتار خرید و ناگهانی­بودن آن با پریشانی شخصی، تداخل با قابلیت­های اجتماعی و شغلی همراه است و به شیدایی و جنون خفیف محدود نمی­شود. فراتر از احساسات منفی نمونه­های فراوانی از متغیرهای شخصیتی مانند روان­رنجور­خویی، اعتماد­به­نفس، ناگهانی­بودن (تکانشگری) و مادی­گرایی با این رفتار خرید بیمار­گونه مرتبط است (اترالوپز و ولاردفرانکوس[11]، 2013). خریداران وسواسی سعی می­کنند که فعالیت­های خرید خود را پنهان کنند؛ زیرا می­ترسند از اینکه خریداران دائمی به نظر بیایند (لی و همکاران[12]،2000(. این اختلال با وجود لذت اولیه معمولاً با احساس گناه و پشیمانی بعد از آن همراه است (کریستنسون و همکاران[13]، 1994). محققان نشان داده­اند که دو گروه عمده از عوامل ممکن است باعث خرید وسواسی با القای اضطراب در فرد شوند: 1. عوامل اجتماعی-فرهنگی (فرهنگ، محیط تجاری و فعالیت­های تبلیغاتی) که بر اهداف مادی تأکید می­کنند؛ 2. عوامل روان­شناختی (تعامل موقعیت- شخصیت، محیط خانواده و عوامل ژنتیکی) و از این میان، اضطراب به دلیل اینکه باعث اقدام خودبه­خودی و فشار بر مصرف­کننده برای کاهش تنش می­شد عامل مرکزی در مطالعات آن­ها شناخته شده است. طبق مطالعات آن­ها این عوامل بر اضطراب تأثیر­گذار بودند و روی خرید وسواسی مؤثر بود (والنس و همکاران[14]، 1988).

 

 2 -2- عوامل محیطی[15]

تأثیر دیگران بر خرید وسواسی پدیده­ای جدید نیست و در ابتدای دهة­ شصت در مطالعات رفتار مصرف­کننده استفاده شده است. عوامل زیستی، روانی و جامعه­شناختی باعث تحریک رفتار خرید می­شوند (جالیس و همکاران[16]،2014). در مطالعة جورج و همکاران [17](2013) در برزیل با عنوان تأثیر ساختار خانواده بر مادی­گرایی و خرید وسواسی نشان داده شد که فرایندهای اجتماعی باعث جهت­گیری­های مصرفی در بین جوانان برزیلی می­شود. سبک­های ارتباطی والدین با فرزندان در خانواده­های دچار اختلال با توجه به کمبود منابع محسوس و نامحسوس باعث افزایش اهمیت اموال مادی می­شود. از سویی در حالی که نفوذ همسالان در طی سال­های نوجوانی در ارتباط مثبت با بعد کنترل تکانة خرید وسواسی است، به نظر می­رسد که همسالان باعث گرایش به مصرف به ساختار خانواده و محیطی خانوادگی ­که در آن فرد رشد می­یابد بی­توجه می­شوند. همچنین مادی­گرایی به طور معمول و مطلوب در برنامه­های تلویزیونی به تصویر کشیده شده است. در مقالة بینداه و عثمان[18] (2012) با عنوان عوامل وسوسه­انگیز در ارتباط با خرید وسواسی در بین مصرف­کنندگان جوان، نتایج نشان می­دهد که تماشای تلویزیون باعث توسعة ارزش­های مادی در بین جوانان می­شود که این نیز تا حد زیادی به ماهیت آن بستگی دارد ( برای مثال نوع برنامه و تعداد ساعاتی که صرف تماشای برنامه­های دلخواه می­شود و فراوانی تعامل با رسانه) که به طور مستقیم یا غیر­مستقیم بر گرایش به خرید وسواسی تأثیر­گذار است. برای مثال فردی که گرایش زیادی به تماشای تلویزیون دارد، به توسعة ارزش­های مادی تمایل دارد و ممکن است باعث افزایش خرید وسواسی شود. از سوی دیگر ارتباط با همسالان به طور مثبتی با مقایسة اجتماعی مرتبط است (بریستول و مونگلبروگ[19]، 2005). طبق نتایج مطالعات بینداه و عثمان (2012) میزانی که همسالان بر توسعة ارزش­های مادی تأثیر می­گذارند به ماهیت و دفعات الگوهای تعامل آن­ها بستگی دارد که به طور مستقیم یا غیر­مستقیم بر گرایش به خرید وسواسی مؤثر است. به عبارت دیگر تعامل بیشتر با همسالان دربارة مسائل مصرفی باعث گرایش بیشتر آن­ها به توسعة ارزش­های مادی می­شود که به نوبة خود باعث تمایل بیشتر به خرید وسواسی می­شود. گیو وکای[20] (2011) در مقالة­ خود تأثیر والدین، دوستان و رسانه­های جمعی را در گرایش به خرید وسواسی در بین نوجوانان چین و تایلند بررسی کرده­اند. به طور ناباورانه­ای بسیاری از نوجوانان در هر دو کشور به خرید وسواسی گرایش دارند و نوجوانان تایلندی در مقایسه با نوجوانان چینی، به طور اندکی تمایل قوی­تری به خرید وسواسی داشته­اند. در حالی که نفوذ همسالان، والدین و رسانه­های جمعی از جمله عواملی بودند که بر گرایش به خرید وسواسی در بین نوجوانان چینی تأثیرگذار بوده­اند، نفوذ همسالان تنها عامل کمک­کننده در گرایش به خرید وسواسی در بین نوجوانان تایلندی بوده است. در حقیقت عوامل تعیین­کنندة تمایل به خرید وسواسی در فرهنگ­های مختلف متفاوت است و باید تفاوت­های فرهنگی را در نظر گرفت. به طور معمول طبق شواهد ممکن است نوجوانان به خرید محصولاتی که مشابه همسالان خودشان است تمایل داشته باشند؛ یک مسئلة مهم برای آن­ها در زمان تصمیم­گیری خرید، تأیید همسالانشان است. از سوی دیگر تبلیغات تلویزیونی، ارزش­های مادی را از طریق تصاویر طبقات بالای اجتماعی و ایده­ها و سبک زندگی آن­ها گسترش می­دهد. این تصاویر سطح انتظارات بینندگان را از طریق مقایسة آنچه دیده­اند با واقعیت بالا می­برند و آن­ها سعی می­کنند تا این اختلاف را از طریق مصرف محدود کنند. به عبارت دیگر مردم محصولات را برای نزدیک­شدن به هویتی ایده­ال می­خرند و انتظار می­رود که مدت زمان صرف­شده برای تماشای تلویزیون به مقدار زیادی گرایش به خرید وسواسی را در نوجوانان نشان دهد. در مطالعه­ای، موچیز و همکاران[21] (2011) تأثیر خانواده و تلویزیون بر مادی­گرایی را با ارزیابی اثرات آن­ها بر جوانان در چهار کشور ژاپن، مالزی، ایالات متحده آمریکا و فرانسه، نمایندگان فرهنگ­ شرقی و غربی، بررسی کرده­اند. این مطالعه از نظرسنجی جوانان 18 تا 32 سال استفاده کرده است. یافته­های مطالعه نشان می­دهد که تأثیر ساختار ارتباطی خانوادگی جمع­گرا بر نگرش­های مادی در فرهنگ غربی ممکن است به­طور غیر­مستقیم تأثیرپذیر از الگوی تماشای تلویزیون در جوانان باشد. با توجه به موارد بالا فرضیه­های زیر را ارائه می­دهیم:

فرضیة 1: ارتباطات خانوادگی بر مادی­گرایی مصرف­کنندگان تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة2: ارتباط با همسالان بر مادی­گرایی مصرف­کنندگان تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة3: تبلیغات تلویزیونی بر مادی­گرایی مصرف­کنندگان تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة4 : ارتباطات خانوادگی بر تمایل به خرید وسواسی تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة 5: ارتباط با همسالان بر تمایل به خرید وسواسی تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة 6: تبلیغات تلویزیونی بر تمایل به خرید وسواسی تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

 

2-3- مادی‌گرایی[22]

مادی­گرایی به روش­های مختلفی از جمله وفاداری به نیازها و تمایلات مادی، تمرکز بر به دست آوردن و خرج­کردن یا دلبستگی به اموال دنیوی تعریف شده است (ریچیز و داوسون[23]،1992). معمولاً خریداران وسواسی عواقب خرج­کردن خود را کمتر در نظر می‌گیرند (وو[24]،2006) و در نتیجه به خرج­کردن و مصرف بیش­ازحد با زیان به منافع مالی درازمدت خود تمایل دارند (فابر و اوگوین،1992). در مطالعة­ دانلی و همکاران[25] (2012) با هدف بررسی پنج ویژگی شخصیتی و ارزش­های مادی در افرادی که پول خود را مدیریت می­کنند و تعیین اثرات مستقل مدیریت پول بر ثروت، بدهی و خرید وسواسی نتایج نشان می­دهد که افرادی با این باورکه اموال مادی می­توانند باعث شادی شوند کمتر و افراد وظیفه­شناس، پول خود را بیشتر مدیریت می­کنند؛ زیرا آن­ها نگرش مالی مثبتی دارند و آینده­نگر هستند. مطالعة ویکدان و ماینور[26] (2014) در ترکیه با هدف بررسی تفاوت در سطوح مادی­گرایی با توجه به سن و جنسیت انجام شده است. به­علاوه این مطالعه خرید وسواسی در ترکیه که یک کشور بسیار مادی است و تفاوت در گرایش به خرید وسواسی با توجه به سن و جنسیت و رابطة مثبت بین مادی­گرایی و خرید وسواسی را بررسی کرده که نتایج، رابطة مثبت بین مادی­گرایی و خرید وسواسی را آشکار کرده است. گرایش به خرید وسواسی با توجه به جنسیت متفاوت است و همان­طور که انتظار می­رفت زنان تمایل بیشتری به خرید وسواسی داشته­اند؛ با این حال تفاوتی از نظر سن در این زمینه مشاهده نشده است. از طرفی ارتباط معنی­داری بین جنسیت و مادی­گرایی وجود نداشت و سطوح مادی­گرایی با توجه به سن متفاوت است. مصرف­کنندگان مسن­تر مادی­گرایی بیشتری نسبت به مصرف­کنندگان جوان­تر داشته­اند. طبق بررسی­های محققان مادی­گرایی رابطة مثبتی با خرید وسواسی داشته و نبود مدیریت پول نقش میانجی در این رابطه داشته است. نتایج مطالعات همچنین نشان می­دهد که مدیریت ضعیف کارت­های اعتباری در افراد مادی­گرا باعث شدت این رابطه می­شود (دانلی و همکاران،2013). ایرن و همکاران[27] (2012) رفتار خرید وسواسی از طریق ارزش­های رایج مادی­گرایانه و لذت­جویانه را در بین دانشجویان ترکیه بررسی کرده که هر دوی این عامل بر خرید وسواسی اثر مستقیم داشته­اند. تعامل کودکان و نوجوانان با مشاهده و تقلید از اطرافیان خود اثرات زیادی بر افکار و اعمال آن­­ها داشته است. افزایش سطح مادی­گرایی در نوجوانان باعث نگرانی در میان والدین، مربیان و طرفداران مصرف­کننده شده است. مطابق با سازگارترین یافته­ها تا به امروز، مادی­گرایی نوجوانان مرتبط با اثرات بین فردی در زندگی آن­ها به­ویژه پدر و مادر و همسالان آن­هاست. بیشتر تحقیقات بر اساس دیدگاه نفوذ اجتماعی است که والدین و همسالان را عوامل اجتماعی در انتقال نگرش­ها ، اهداف و انگیزه­ها به نوجوانان از طریق تعامل اجتماعی در نظر گرفته­اند. در مطالعة چاپلین و جان[28] (2010) با هدف بررسی نقش والدین و همسالان بر ارزش­های مادی­گرایی در نوجوانان 12 تا 18 سال به نظر می­رسید که والدین و همسالان، منابع مهم حمایت عاطفی و سلامت روانی بوده­اند که باعث افزایش عزت نفس در نوجوانان می­شوند و این خود این باعث کاهش نیاز به کالاهای مادی برای توسعة درک مثبت از خود می­شود. در واقع در این مطالعه عزت نفس نقش میانجی در رابطة بین نفوذ والدین و همسالان با مادی­گرایی در نوجوانان ایفا کرده است. افراد مادی­گرا رضایت کمتری دارند و به احتمال زیاد از خریداران وسواسی هستند. خریداران وسواسی پول را با قدرت، موقعیت و منزلت مرتبط می­دانند. آنها برای غلبه بر اعتماد به نفس منفی و اضطراب خرید می­کنند، بنابراین تمایل به کسب موقعیت اجتماعی از طریق دارایی­ها می­تواند به­راحتی باعث وسوسه برای ولخرجی شود و به احتمال زیاد باعث استفاده نادرست از کارت­های اعتباری می­شود (دیتمار و همکاران[29]، 2007). براساس پژوهش­ها، افراد مادی­گرا در مقایسه با مصرف­کنندگان عادی بیشتر قرض می­کنند (ریچینز[30]،2011)؛ اغلب از کارت­های اعتباری استفاده می­کنند (ریچینز، 2011؛ کوران و همکاران[31]، 2006)؛ بیشتر خرج می­کنند (گارداسدوتیر­ و دیتمار[32]،2012)؛ کمتر­ پس­انداز­ می­کنند (ترویسی و همکاران[33]، 2006)؛ نگرش مطلوب­تری دربارة خرج­کردن دارند (واتسون[34]،2003) و نگرانی بیشتری دربارة امور مالی نسبت به متوسط مصرف­کنندگان دارند (ترویسی و همکاران[35]، 2006).

 

 2 -4- استفاده از کارت اعتباری[36]

خرج­کردن بیش از اندازه نوعی خرید بدون برنامه است که مدیریت منابع مالی فرد را به خطر می­اندازد و میزان دسترسی به کارت­های اعتباری زمینة بیشتری برای بروز این رفتار ایجاد می­کند (توران و همکاران[37]،2013). در یک محیط رقابتی، دستیابی به موقعیت اجتماعی از طریق اموال مادی باعث استفادة نادرست از کارت اعتباری و ولخرجی می­شود. افراد مادی­گرا سخت­تر قانع می­شوند و به احتمال زیاد از خریداران وسواسی هستند (شوهام و برنسیس[38]، 2003). در مطالعة هارپر[39] (2015) با عنوان بدهی کارت اعتباری و خرید وسواسی برای درک بیشتر استفاده از کارت اعتباری و خرید وسواسی، آن­ها در ارتباط با نگرش پولی و دانش مالی بررسی شده­اند. نتایج نشان می­دهد کسانی با نگرش­های پولی قدرت­-پرستیژ، به احتمال زیاد استفادة بیشتری از کارت اعتباری دارند و به طور وسواسی خرج می­کنند؛ همچنین افراد با دانش مالی معمولاً استفاده کمتری از کارت اعتباری می­کنند و کمتر به طور وسواسی خرج می­کنند. در مطالعة لین و همکاران[40] (2013) با عنوان تأثیر کارت اعتباری بر خرید وسواسی، قصد استفاده­ از کارت اعتباری و امکان استفاده بیش از حد از آن را عوامل مهمی در رفتار خرید وسواسی در نظر گرفته­ا­ند. نتایج مطالعات نشان می­دهدکه این دو مورد با خرید وسواسی رابطة مثبت دارند. پلن و همکاران[41] (2011) اثرات واسطة استفاده از کارت اعتباری در رابطة بین عزت نفس، پرستیژ، ریسک­پذیری و رفتار خرید وسواسی را بررسی کرده­اند. یافته­های آنان نشان می­دهد که استفاد ةنادرست دانشجویان از کارت اعتباری به طور مستقیم با رفتارهای خرید وسواسی مرتبط است. استفاده از کارت­های اعتباری خرج­کردن و خرید­های ناگهانی را آسان­تر می­سازد که شاید در خرید با پول نقد این­طور نباشد. این استفادة نادرست اگر تحت کنترل نباشد، باعث رفتار خرید وسواسی می­شود. همچنین، یافته­ها تأثیر قدرت پرستیژ روی خرید وسواسی با نقش واسطة استفادة نادرست از کارت اعتباری را نشان می­دهند و تأثیر واسطة استفادة نادرست از کارت اعتباری بین قدرت-پرستیژ و خرید وسواسی تأیید می­شود. در مطالعة لو و هاروی[42] (2011) با هدف بررسی خرید وسواسی و اثرات دسترسی به کارت­های اعتباری در اروپا و شرق دور نشان داده شد که کارت­های اعتباری به مصرف­کنندگان این اجازه را می­دهند که به­راحتی برای رفع نیازهای خود و خرید پول قرض کنند. بر اساس این مطالعه در دو آزمایش تحت وب نتیجه این بوده که خریداران وسواسی اغلب ولخرجی می­کنند و در هنگام استفاده از کارت اعتباری کمتر قیمت محصول را در نظر می­گیرند. علاوه بر آن، خریداران وسواسی در هنگام استفاده از کارت اعتباری کمتر از بودجة خود آگاهی دارند. آن­ها همچنین لذت بیشتری از رفتن به خرید به دست می­آورند و در هنگام تأخیر در تحویل محصول نسبت به خریداران عادی مضطرب­تر هستند. با توجه به پیشینة بیان­شده دربارة تأثیر مادی­گرایی و استفاده از کارت اعتباری بر خرید وسواسی فرضیه­های زیر ارائه می­شود:

فرضیة 7: مادی­گرایی بر استفاده از کارت اعتباری تأثیر مثبت و مستقیم دارد.

فرضیة 8: استفاده از کارت اعتباری بر تمایل به خرید وسواسی تأثیر.

 

2 -5- عوامل روان­شناختی[43]

خرید وسواسی به معنای خرید بیش از اندازه، خارج از کنترل، زمان­بر، تکراری، خرید در پاسخ به حوادث یا احساسات منفی است که باعث عواقب مضر از قبیل مشکلات اجتماعی و مالی می­شود (مک لوری و همکاران[44]، 1994). افراد مبتلا به رفتار خرید وسواسی از رفتار خرج­کردن خود شرمنده می­شوند و به دروغ­گفتن و تعارضات بین فردی می­پردازند. این اختلال باعث بدهی­های زیاد، مشکلات قانونی، ذخیره­کردن اقلام خریداری­شده، درگیری با اعضای خانواده و دیگر عوارض روانی نامطلوب در رفتار هزینه­کردن نامناسب می­شود. به طور معمول بیماران مبتلا به خرید وسواسی از دیگر اختلالات روانی تأثیر می­پذیرند. این امکان وجود دارد که خریداران وسواسی نمی­توانند از خرید اقلام خودداری کنند؛ به دلیل اینکه خرید وسواسی یک روش تسکین کوتاه­مدت با وجود وقوع بالقوة عواقب مضر آن (مثلاً احساس گناه، بازخورد منفی از دوستان، مشکلات مالی) است (بیلیوکس و همکاران[45]، 2008). طبق نتایج مطالعات مولر و همکاران[46] (2015) اختلالات اضطراب[47] و اختلال روحی افسردگی[48] اغلب در میان افراد مبتلا به خرید وسواسی با میزان 60درصد به بالا وجود دارد. ولودو و همکاران[49] (2014) رابطة بین نگرش­های پولی از نظر قدرت پرستیژ، زمان اندوزی، بی­اعتمادی و اضطراب روی خرید وسواسی در هنگام استفاده از کارت اعتباری پرداخته­اند. نتایج نشان می­دهد که در هنگام استفادة نادرست از کارت­های اعتباری به طور مشخص، خرید وسواسی در اشخاص دارای اضطراب بسیار، افزایش می­یابد. استفاده از کارت اعتباری نقش میانجی در رابطة بین خرید وسواسی و پرستیژ، زمان­اندوزی و اضطراب داشت. مطالعات قبلی، خرید وسواسی را یک روش مقابله با اضطراب و افسردگی در نظر گرفته­اند (کوران و همکاران[50]،2006 ). در مطالعة میلتنبرگر و همکاران[51] (2003) با عنوان ارزیابی عوامل مؤثر بر خرید وسواسی نتایج نشان داده که خرید وسواسی در پاسخ به احساسات منفی و برای رهایی از آن اتفاق می­افتد. در حقیقت خریداران وسواسی با احساسات منفی زیاد (مثل افسردگی، اضطراب، افکار انتقادی دربارة خود) مشخص می­شوند. ارگین[52] (2010) در مطالعه­ای در ترکیه تأثیر جنسیت، اضطراب و افسردگی بر خرید وسواسی را بررسی کرده است. نتایج نشان داده که تمایل به خرید وسواسی در بین زنان و مردان متفاوت است و عواملی مانند سن و اضطراب به­شدت مرتبط با رفتار خرید وسواسی هستند. طبق نتایج این پژوهش، زنان ترکیه بیشتر متأثر از خرید وسواسی بوده­اند. در واقع خرید یک نقش عاطفی برای زنان دارد که به آن­ها برای مقابله با خستگی، استرس، نبود اعتماد­به نفس و حتی افسردگی کمک می­کند. به علاوه این مطالعه آشکار کرده که به طور کلی مصرف­کنندگان جوان بیشتر از این پدیده تأثیر پذیرفته­اند. از طرفی تکانشگری[53] طیف گسترده­ای از رفتارهایی است که روی آن کمتر تفکر شده، به صورت رشدنایافته برای دستیابی به یک پاداش یا لذت بروز می­کنند (ایوندن[54]،1999). در مطالعة ویلیام و گریشام[55] (2012) رابطة بین خرید وسواسی و تکانشگری و همچنین اینکه اختلالات احساسی و سطح آگاهی نیز نقش مهمی در رفتارهای ناسازگارانه بازی می­کنند بررسی شده است. به طور کلی یافته ها نشان داده که خرید وسواسی با تکانشگری مشخص می­شود؛ اما آسیب­پذیری­های عاطفی و فرایندهای نظارتی ضعیف نیز در توسعه و حفظ خرید وسواسی مؤثرند. خریداران وسواسی به رفتارهای تکانشی تمایل دارند و کارها را در یک لحظه از زمان انجام می­دهند و زمانی که نمی­توانند بلافاصله به آنچه می­خواهند دست یابند، نا­امید می­شوند و در ایجاد و حفظ صمیمیت عاطفی با دیگران دچار مشکل هستند و اغلب احساس تنهایی می­کنند و منزوی هستند (هیرچمن[56]،1992). در مطالعة­ سلیم و سالاریا[57] (2010) با هدف بررسی تأثیر سن، گرایش به خرج­کردن، احساس گناه بعد از خرید، تحریک به خرید به طور وسواسی و احساسات دربارة خرید و­خرج کردن به طور ناکارآمد روی خرید وسواسی در بین جوانان پاکستان نتایج نشان داده که سن رابطة منفی و بقیه موارد رابطة مثبت با خرید وسواسی داشته­اند. در واقع خریداران وسواسی اغلب برای از بین بردن استرس یا اضطراب خرید می­کنند، احساس بدی از خرید اقلام غیرضروری دارند و اغلب از پیامدهای منفی اقتصادی و عاطفی خریدشان رنج می­برند. با توجه به موارد بالا فرضیه­های زیر را ارائه می­دهیم:

فرضیة9: اضطراب باعث افزایش تمایل به خرید وسواسی در مصرف­کنندگان م­شود.

فرضیة10: افسردگی باعث افزایش تمایل به خرید وسواسی در مصرف­کنندگان می شود.

فرضیة11: تکانشگری باعث افزایش تمایل به خرید وسواسی در مصرف­کنندگان می­شود.

 

2-6- مدل مفهومی پژوهش

با توجه به ادبیات نظری و پیشینة ذکرشده، مدل مفهومی استفاده­شده در این پژوهش دارای 5 بخش اصلی شامل عوامل محیطی، روانشناختی، مادی­گرایی، استفاده از کارت اعتباری و خرید وسواسی است که در شکل 1 نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل1: مدل مفهومی پژوهش

 

3-                اطلاعات مربوط به روش­شناسی پژوهش

3-1- روش پژوهش

 

 این پژوهش در زمرة پژوهش­های توصیفی و از نظر روش گردآوری داده­ها نیز، پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. برای تدوین ادبیات پژوهش و طراحی مدل ابزار گردآوری داده­ها از روش­های کتابخانه­ای (نظیر مطالعة کتب بازاریابی، رفتار خرید مصرف­کننده)، استفاده از موتورهای جستجوگر اینترنتی علمی استفاده شده و بر اساس آن مبانی نظری تهیه و تنظیم شده است. در نهایت روش تجزیه وتحلیل داده­ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اموس بوده است.

 

3-2- جامعة آماری، نمونه و روش نمونه­گیری

جامعة­آماری پژوهش را مشتریان استفاده­کننده از کارت­های اعتباری در فروشگاه­های زنجیره­ای و چند­منظوره شهر شیراز تشکیل می­دهند. روش نمونه­گیری در این پژوهش غیر­تصادفی از نوع در دسترس است. با توجه به نامعلوم­بودن حجم جامعه برای تعیین حجم نمونه از فرمول جامعة نامحدود کوکران استفاده می­شود که در سطح اطمینان 95 % و با در نظر گرفتن 5 0/0p = q= و 5 0/0= d (دقت برآورد) تعداد نمونه 384 نفر برآورد شده است. از سویی در این پژوهش برای جمع­آوری داده­ها از روش میدانی استفاده شده و اطلاعات لازم در این پژوهش با پرسشنامة 41 سؤالی که گویه­های تشکیل­دهندة آن از طریق بررسی پژوهش­های پیشین استخراج شده جمع­آوری شده است.

 

3-3- ابزار سنجش و پایایی و روایی متغیرهای پژوهش

در این تحقیق برای جمع­آوری داده­ها از روش میدانی استفاده شده و اطلاعات لازم پژوهش با پرسشنامه­ای 41 سؤالی که گویه­های تشکیل­دهندة آن از طریق بررسی پژوهش­های پیشین به دست آمده جمع­آوری شده است. بخش اول پرسشنامه شامل اطلاعاتی دربارة اطلاعات جمعیت­شناختی است و بخش دوم حاوی 3 پرسش مربوط به خرید وسواسی، 4 پرسش مربوط به استفاده از کارت اعتباری، 4 پرسش مربوط به مادی­گرایی، 4 پرسش مربوط به تأثیر والدین، 4 پرسش مربوط به نفوذ همسالان، 4 پرسش مربوط به تأثیر تبلیغات تلویزیونی است. هم­چنین برای سنجش متغیر اضطراب و افسردگی از پرسشنامهDASS و برای سنجش بعد تکانشگری از مقیاس تکانشگری Barratt استفاده شده است.

روایی و پایایی ابزار پژوهش موارد مهمی هستند که باید در هر پژوهش مورد توجه قرار گیرند. منظور از اعتبار یا روایی آن است که مقیاس و محتوای ابزار یا سؤالات مندرج در ابزار دقیقاً متغیرها و موضوع مطالعه­شده را بسنجد (حافظ­نیا، 1384). در این پژوهش برای تأیید روایی از مشورت با متخصصان و کمک از راهنمایی استادان استفاده کردیم. از شاخص کفایت نمونه­گیری(KMO) و آزمون بارتلت برای تحلیل عاملی داده­ها و بررسی روایی سازة متغیرها استفاده شده است. برای تأیید روایی سازة شاخص کفایت نمونه­گیری، باید بیشتر از 50 درصد و مقدار معنی­داری آزمون بارتلت باید کمتر از 5درصد باشد. جدول 1 نشان می­دهد که تمام متغیرهای پژوهش از روایی سازه برخوردارند. از طرفی پایایی دلالت بر آن دارد که ابزار اندازه­گیری در شرایط یکسان تا چه­اندازه نتایج یکسان به دست می­دهد. حداقل مقدار پذیرفتنی برای این ضریب باید 70درصد باشد؛ اما مقادیر 60درصد و حتی 55درصد نیز پذیرفتنی است. برای اطمینان از پایایی بسیار پرسشنامه ابتدا تعداد 30پرسشنامه در بین جامعة آماری پیش­آزمون شد و بعد از جمع­آوری و محاسبة آلفای کرونباخ مقدار آن برای هریک از متغیرها به دست آورده شد که بیانگر پایایی پرسشنامه بوده و در نهایت بعد از اطمینان از پایایی آن، پرسشنامه‌ها توزیع شده است. ضرایب آلفای کرونباخ برای تمامی سازه­ها در جدول 1 نشان داده شده است.

 

 

جدول1: ابزار سنجش و روایی و پایایی متغیرهای پژوهش

متغیر

شاخص کفایت نمونه­گیری(KMO)

مقدار Sig آزمون بارتلت

آلفای کرونباخ

منبع استخراج متغیرها

تأثیر والدین

0.638

000/0

0.802

(Moschis & Moore, 1979b)

نفوذ همسالان

0.790

000/0

0.843

(Moschis & Moore,, 1979a)

(Bristol & Mongleburg, 2005

تبلیغات تلویزیونی

0.745

000/0

0.847

(Pimthong, 2014)

(Moschis & Moore, 1982)

(Chan & Prendergast, 2005

مادی­گرایی

0.784

000/0

0.698

(Richins & Dawson, 1992)

استفاده از کارت اعتباری

0.818

000/0

0.815

(Roberts & Jones, 2001)

خرید وسواسی

0.794

000/0

0.791

(Roberts, Manolis, & Tanner, 2003)

Valence. D’Astous & Fortier(1998)

5گزینه‌ای CBS

افسردگی

0.739

000/0

0.767

(Lovibond & Lovibond, 1995)

اضطراب

0.770

000/0

0.919

(Lovibond & Lovibond, 1995)

تکانشگری

0.749

000/0

0.629

(Ekhtiari , Safae, Esmaeeli Djavid, Atefvahid, Edalat, & Mokri, 2008)

 

 

در این پژوهش، پس از جمع­آوری کامل داده­های پژوهش، داده­های جمع­آوری­شده به نرم­افزار SPSS انتقال داده شده و از آمار توصیفی برای تهیه انواع جداول و نمودارها برای توصیف نمونه حاصل از جامعه آماری استفاده شده است. برای بررسی فرضیه­های پژوهش و آزمون مدل نیز از نرم­افزار اموس که یکی از انواع روش­های مدل­سازی معادلات ساختاری بوده استفاده شده است.

 

4-                یافته­های پژوهش

4-1- آزمون مدل و فرضیه­ها

برای اینکه بتوان نتایج حاصل از تخمین روابط مدل را تفسیر کرد، ابتدا باید میزان تناسب مدل یا برازش آن را مشخص کرد. بدین معنی که آیا مدلی که اساس آن مبانی نظری پیشین بوده است، با داده­های گردآوری شده از نمونة آماری پژوهش مناسب بوده یا خیر (هوشمند چایجانی، 1393). برای تعیین برازش مدل تحقیق «شاخص­های برازندگی» مختلفی در نظر گرفته شده است که در جدول 2 نشان داده شده­اند. این جدول حدود مجاز هریک از شاخص­ها را نیز نشان می­دهد. با توجه به جدول تمامی شاخص­ها در حد مجاز خود قرار دارند و می‌توان نتیجه گرفت مدل از برازش خوبی برخوردار است.


 

جدول 2: برازش مدل

نام شاخص

اختصار

مقدار گزارش­شده

مقدار قابل قبول

شاخص کای اسکوئر بهنجار یا نسبی

X2/Df

1.259

بین1تا3

شاخص بنتلر- بونت

NFI

0.913

0.9<

نیکویی برازش

GFI

0.917

0.9<

نیکویی برازش اصلاح­شده

AGFI

0.904

0.9<

شاخص تاکر– لویز

TLI

0.979

0.9<

شاخص برازندگی تطبیقی

CFI

0.981

0.9<

شاخص برازش افزایشی

IFI

0.981

0.9<

سطح معناداری

P

0.000

0.05<

ریشة میانگین مربعات خطای برآورد

RMSEA

0.026

0.1>

 

 

پس از برازش کلی مدل نوبت به برازش جزیی مدل یا همان آزمون فرضیه­های پژوهشی می­رسد. در این مرحلة ضریب اثرگذاری هر متغیر و معناداربودن این ضریب بررسی قرار می­گیرد. بر این اساس، می­توان برای رد یا تأیید فرضیه­های پژوهشی تصمیم­گیری کرد. دربارة پذیرش فرضیه­های پژوهشی، در صورتی که مقدار بحرانی محاسبه­شده بیشتر از (1.96) و سطح معناداری کمتر از 0.05 است، می­توان نتیجه گرفت که داده­های تجربی فرضیه­ها را تأیید کرده و ضرایب تأثیر برآوردشده معنادار هستند. جدول شمارة 3 ضرایب تأثیر برآوردشده برای روابط تدوین­شده در مدل و نیز معناداری این ضرایب را نشان می­دهد. با توجه به اعداد، می­توان نتیجه گرفت که داده­های تجربی نیز برخی از فرضیه­ها را تأیید کرده و ضرایب تأثیر برآوردشده معنادار هستند.


 

 

 

جدول3: خلاصة نتایج فرضیه‌های پژوهش

فرضیه

متغیرهای تعریف­شده

ضریب استاندارد مسیر

ضریب استاندارد مسیر برای اثرغیرمستقیم

آمارة آزمون

(T)

سطح معناداری (P)

نتیجه

اول

خانواده f مادی­گرایی

0.277-

---

3.402-

***

پذیرش

دوم

همسالان f مادی­گرایی

0.222-

---

2.316-

0.021

پذیرش

سوم

تبلیغات تلویزیونی f مادی­گرایی

0.256

---

4.363

***

پذیرش

چهارم

خانواده f خرید وسواسی

0.185

0.094

2.040

0.041

پذیرش

پنجم

همسالان f خرید وسواسی

0.088

0.092

0.806

0.420

رد

ششم

تبلیغات تلویزیونی f خرید وسواسی

0.145-

0.093

2.248-

0.005

پذیرش

هفتم

مادی­گرایی f استفاده ازکارت اعتباری

0.172

---

2.316

0.021

پذیرش

هشتم

استفاده از کارت اعتباری f خرید وسواسی

0.135

---

2.027

0.043

پذیرش

نهم

اضطراب f خرید وسواسی

0.124

---

2.186

0.029

پذیرش

دهم

افسردگی f خرید وسواسی

0.011-

---

0.053-

0.958

رد

یازدهم

تکانشگری f خرید وسواسی

0.196

---

2.825

0.005

پذیرش

پی­نوشت: آمارة آزمون T: 96/1 T > و 0.05 P > : فرضیه با اطمینان 95درصد پذیرش­شده است.

56/2 T> و 0.05 P > : فرضیه با اطمینان 99درصد پذیرش­شده است.

 

 

با توجه به اطلاعات ارائه­شده در جدول 3 می­توان گفت که همة فرضیه­های تحقیق به جز فرضیة پنجم و دهم تأیید می­شود. با توجه به مقادیر آمارة آزمون فرضیة اول ، سوم و یازدهم که بیشتر از 2.56 هستند، می­توان ادعا کرد که این فرضیه­ها با اطمینان 99درصد تأیید شده و سایر فرضیه­ها با سطح اطمینان 95درصد تأیید می­شوند. علت اینکه دو فرضیة پنجم و دهم­ تأیید نمی­شوند، پایین­بودن مقادیر بحرانی آنها نسبت به عدد 1.96 و سطح معناداری آنهاست که بیشتر از 0.05 است.

 

5-                بحث و نتیجه­گیری

 به­رغم تصمیمات مناسب برای محدودکردن میل به خرید، انحرافات از روال معمول خرید، یا بخش خرید ناخواسته، برای اکثر افراد اتفاق می­افتد. این انحرافات از روال معمول احساسات منفی همچون ندامت و پشیمانی، غم، اضطراب یا نگرانی را به دنبال دارد. طبق جدول 5 مشاهده می­شود که خانواده و همسالان بر خرید وسواسی تأثیر معکوس دارد. با توجه به نتایج مطالعة جورج و همکاران (2013)، بینداه و عثمان (2012) تأثیر خانواده روی مادی­گرایی مثبت است. از سویی طبق مطالعات چاپلین و جان (2010) والدین و همسالان باعث کاهش مادی­گرایی می­شوند. تفسیر او به این شکل بود که حمایت این دو گروه باعث افزایش عزت نفس نوجوانان و کاهش نیاز به کالاهای مادی می­شد؛ اما همان­گونه که در مطالعات گیو و کای، موچیز و همکاران (2011) نیز ذکر شد، باید تفاوت­های فرهنگی و انواع ساختار خانوادگی را در این رابطه در نظر گرفت؛ برای مثال در خانواده­های جمع­گرا تأثیر خانواده بر ارزش­های مادی­گرایی می­تواند مثبت باشد. در این پژوهش تأثیر تبلیغات تلویزیونی بر مادی­گرایی به طور مثبت و بر خرید وسواسی به طور منفی پذیرش شده است. رسانه­ها و تبلیغات به مقدار زیادی مردم را به خرید و مصرف هرچه بیشتر کالاهای غیر­ضروری تشویق می­کنند و چنین وانمود می­کنند که دارایی و مصرف بیشتر می­تواند فرد را به شادکامی و خوشبختی برساند؛ هرچند ممکن است امروزه به دلیل بی­اعتماد افراد به تبلیغات تلویزیونی و رسانه­ها در برخی موارد بر رفتار خرید وسواسی چندان مؤثر نباشد. از سویی تأثیر مادی­گرایی بر استفاده از کارت اعتباری و استفاده از کارت اعتباری بر خرید وسواسی به طور مثبتی پذیرش شده است. در واقع طبق پیشینة گفته­شده افراد مادی­گرا خرید وسواسی بیشتری داشتند و به دلیل اینکه افراد مادی­گرا تمرکز بر به دست آوردن اموال مادی و خرج­کردن بدون توجه به زیان به منافع مالی خود دارند، دسترسی بیشتر به کارت­های اعتباری توسط آن­ها باعث تشدید این رفتار می­شود. چون همان­گونه که در مطالعات لو و هاروی (2011) نیز بیان شد، دسترسی به کارت­های اعتباری باعث می­شود که افراد کمتر قیمت محصول را در نظر گیرند و کمتر از بودجة خود آگاهی داشته باشند و حتی به­راحتی برای ارضای خواسته­های خود و خرید، پول قرض کنند. در این پژوهش اضطراب و تکانشگری به طور مثبتی بر خرید وسواسی مؤثر بوده­ند؛ در حالی که تأثیر افسردگی بر خرید وسواسی رد شده که شاید به این دلیل باشد که بیشتر پاسخگویان افسردگی نداشته­اند یا از چون­که در این پژوهش از معیار روان­سنجی برای خرید افراطی استفاده شده ممکن است که مردم رفتارهای واقعی خود را انکار کنند. تأثیرات بلند­مدت خرید وسواسی دردناک است و اثرات منفی و نا­خوشایندی مانند پریشانی (ناراحتی) فرد، افزایش بدهی و اختلافات در بین زوجین و اعضای خانواده بر افراد می­گذارد. این نوع مصرف بر سلامت اقتصاد جامعه تأثیر منفی می­گذارد. این مطالعه با قراردادن عوامل گوناگون در کنار هم چارچوب کاملی از عوامل تأثیر­گذار بر خرید وسواسی را تهیه کرده است. با آگاهی از این عوامل فرد، خانواده­ها، فروشندگان و سیاستگذاران می­توانند با راهکارهایی باعث کاهش این اختلال شوند. در بخش بعدی برخی از این راهکارها را تحت عنوان پیشنهادها و راهبردها ذکر کرده­ایم.

 

6-پیشنهادها و راهبردها

 به این دلیل که خرید وسواسی باعث کنترل­ناپذیری زندگی افراد دارای این اختلال است و معمولاً خریداران وسواسی به دلیل افراط در خرید با مشکلات مالی روبه­رو هستند و می­توانند باعث ایجاد مشکلات اقتصادی هم برای خودشان و هم خانواده­شان شوند، در این بخش پیشنهادهایی را ارائه داده­ایم:

- افراد با خرید وسواسی باید از خریدکردن به­تنهایی اجتناب کنند. از سویی به دلیل اینکه اغلب این ویژگی­ها در دوران کودکی و نوجوانی شکل می­گیرد و با گذشت زمان درمان آن­ها دشوار می­شود، خانواده­ها باید به الگوی خرید فرزندان خود توجه کنند. بنابراین خانواده­ها باید در صورت مشاهدة گرایش­های خرید وسواسی در فرزندان خود، برای رفع آن از طریق متخصصان کوشش کنند، پول را روزانه یا هفتگی به فرزند خود بدهند تا پول زیادی در دسترس او نباشد. همچنین برای کاهش تنش­های روانی پس از خرید در خریداران وسواسی، به خانواده­ها توصیه می­شود که از سرزنش فرد خودداری کنند؛ زیرا باعث ایجاد احساس گناه و اضطراب در فرد می­شود و این چرخة خرید مجدداً تکرار می­شود. محیط خانواده نیز باید به گونه­ای باشد که مانع از ایجاد اضطراب برای این افراد شود. از سویی کنترل والدین بر رفتارهای مصرف­گرایی خود و دریافت خدمات مشاوره­ای می­تواند تأثیرات مخرب در این زمینه را کم کند.

- از آن­جا که آگهی­های تبلیغاتی تلویزیونی یکی از منابع مهم اطلاع­رسانی در زمینة امور فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی جامعه به شمار می­روند و تأثیر بسزایی در شکل­گیری الگوهای فکری، احساسی و رفتاری مخاطبان به­ویژه کودکان دارند. بنابراین، لازم است در تبلیغاتی ارائه­شده بحث سن، استفاده و جایگاه استفاده از کالا ارزشی و برجسته شود؛ به دیگر سخن، تبلیغات فقط هیجان خرید را در فرد ایجاد نکند و در کنار آن بار ارزشی کالا نیز تبیین شود؛ یعنی اینکه چطور و در چه سن و شرایطی می­شود از آن کالا استفادة بهینه کرد. با توجه به اینکه اثرگذاری تبلیغات تلویزیونی به صورت مطلق قابل اندازه­گیری نیست و به عواملی چون شرایط اجتماعی، زمان ارائة آگهی، سطح سواد و اطلاعات مخاطبان و قدرت پردازش آنان بستگی دارد و آگهی نمی­تواند هر تأثیری را که خواست روی مخاطب بگذارد و از طرفی زمانی که نیازهای اولیة مخاطب تأمین نشده باشد و او قدرت خرید کافی نداشته باشد، از تأثیر آگهی بر او به صورت نسبی کاسته می­شود، پیشنهاد می­شود که محققان آتی تأثیر تبلیغات بر خرید وسواسی را با در نظر گرفتن این موارد بررسی کنند.

- از سویی در زمینة موارد روان­شناختی، لازم است که این افراد احساس خود را در زمان خرید به دقت بررسی کنند. آیا بر اثر محرک­های احساسی خاصی خرید می­کنند یا هنگامی که افسرده، نگران، خشمگین یا تنها هستند برای خوشحال کردن خود چیزهایی را می­خرند و با درک این احساسات روش­های دیگری غیر از خریدن را برای مقابله با آن­ها بیابند.

- خرید با کارت­های اعتباری چون کاملاً مجازی است و راحت­تر از خرید با پول نقد است، میزان تمایل فرد به خرید را چندین برابر می­کند. بنابراین بهتر است افراد دارای خرید وسواسی، کارت­های اعتباری­شان را به همراه نبرند و یا حداکثر یک کارت به همراه داشته باشند.

- فروشندگان نیز باید از ترغیب و تهییج افرادی که به نظر می­رسد ویژگی خرید وسواسی دارند، برای خرید خودداری کنند. از آن­جا که در خرید وسواسیرضایت خریداران در کوتاه­مدت برآورده می­شود و بیم آن می­رود که پس از مدتی نارضایتی به دنبال داشته باشند،بنابراین برای پیشگیری از حس پشیمانی آنان، ضرورت دارد که فروشگاه­های زنجیره­ای از طریق سیستم پیامک یا ایمیل، از خریداران تشکر کنند تا بتوانند مخاطرة ذهنی مصرف­کننده را تقلیل دهند.

- در نهایت با توجه به موارد بالا و اینکه بیشتر خریداران وسواسی از بیماری خود بی­اطلاع هستند، پیشنهاد می­شود که با آموزش از طریق رسانه­ها، آموزش و پرورش و نهادهای اجتماعی به افراد دربارة این مشکل هشدار داده و با فرهنگ­سازی بر اساس نیازهای امروز جامعه و سبک نگرش زندگی افراد، احساس رضایتمندی، امید به زندگی و شادی در افراد کشور تقویت شود.



[1]Faber & O'Guinn

[2] Khare et al

[3] Ridgway & Kukar-Kinney

[4] Christenson et al

[5] Monahan et al

[6] Compulsive Buying

2 Kerapelin

3 O’Guinn & Faber

[9] Dell'Osso et al

[10] King

[11] Otero- Lopez & Velardefrancos

[12] Lee, Lennon, & Rudd

[13] Christenson et al

[14] Valence et al

[15] Environmental factors

[16] Jalees et al

[17] George et al

[18] Bindah & Othman

[19] Bristol & Mongleburg

[20] Guo & Cai

[21] Moschis et al

[22] Materialism

[23] Richins & Dawson

[24] Wu

[25] Donnelly et al

[26] Vicdan & Minor

[27] Eren et al

[28] Chaplin & John

[29]Ditmar et al

[30] Richins

[31] Koran et al

[32] Gardarsdottir & Dittmar

[33] Troisi et al

[34] Watson

[35] Trois et al

[36] Credit card Used

[37] Turan et al

[38] Shoham & Brencic

[39] Harper

[40] Lin et al

[41] Palanet al

[42] Lo & Harvey

[43] Psychological Factors

[44] McElroy et al

[45] Billieux et al

[46] Muller et al

[47] Anexity

[48] Depression

[49] Veludo et al

[50] Koran et al

[51] Miltenberger et al

[52]Ergin

[53] Impulsivity

[54]Evenden

[55]Williams & Grisham

[56]Hirschman

[57]Saleem & Salaria

1-                منابع

1-     حافظ نیا، م. (1384). مقدمه­ای بر روش تحقیق در علوم انسانی. انتشارات سمت، چاپ یازدهم.

2-     طاهری­کیا، ف.؛ نادری، ا. (1391). شناسایی و ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر خرید وسواسی (اعتیاد به خرید). (پژوهشگر) فصلنامة مدیریت، 26.

3-     ظهیری ابیانه, ز؛ حیدرزاده هنزایی. (1393). رفتار خرید وسواسی. منابع اطلاعاتی مرکز منطقه­ای اطلاع رسانی علوم و فناوری،12.

4-    هوشمند چایجانی، م. (1393). بررسی تأثیر عوامل نهادی بر منابع و رابطه بین منابع و عملکرد بنگاه­های مستقر در منطقة آزاد تجاری-صنعتی انزلی. محسن اکبری. دانشگاه گیلان گروه ادبیات و علوم انسانی.

5-      Bindah, E., & Othman, M. (2012). The Tantalizing Factors Associated with Compulsive Buying Among Young Adult Consumers. International Business and Management, 4, No. 2,, 16-27.

6-      Bristol, T Bristol, T& Mongleburg, T (2005). Not Telling The Whole Story: Teen Deception in Purchasing, Journal of the Academy of Marketing Science33,79-95

7-      Chaplin, L., & John, D. (2010). Interpersonal influences on adolescent materialism: A new look at the role of parents and peer, . Journal of Consumer Psychology, 176-184.

8-      Christenson, G., Faber, R., de Zwaan, M., & Raymond, N. Specker, S., & Mitchell, J. (1994). Compulsive buying Descriptive characteristics and psychiatric comorbidity. Journal of Clinical Psychiatry, 55, 5-11.

9-      Christenson, G., Faber, R., de Zwall, M., & et al. (1994). Compulsive buying: Descriptive characteristics and psychiatric comorbidity. Journal of Clinical Psychiatry55, 5-11.

10-  D.Williams, A., & R.Grisham, J. (2012). Impulsivity, Emotion Regulation, and Mindful Attentional Focus in Compulsive Buying,. Academic Journal , 36, 457-451.

11-  Dell'Osso, B., Altamura, A., Allen, A., Marazziti, D., & Hollander, E. (2006). Epidemiologic and clinical updates on impulse control disorders: A critical review. Eur Arch Psychiatry Clin Neurosci;256(8).

12-  Ditmar, H., Long, K& Bond, R.(2007). When a Better Self Is Only A Button Click aWay:Association Between Materialistic Values , Emotional And Identity, Related Buying Motives, And

 i.      Compulsive Buying Tendency Online, Journal of Social and Clinical Psycholog ,26,No3,344-361.

13-  Donnelly, G., Iyer, R., & Howell, R. (2012). The big five personality traits, materialistic values and financial well-being of self-reported money managers. Journal of Economic Psychology, 33(1), 1129-1142.

14-  Donnelly, G., Ksendzova, M., & Howell, R. (2013). Sadness, Identity, and Plastic inOver- Shopping: The Interplay of Materialism, Poor Credit Management, and EmotionalBuying Motives in Predicting Compulsive Buying., . Journal of Economic Psychology, 39, 113-125.

15-  Eren, S., Eroglo, F., & Haciioglo, G. (2012). Compulsive Buying Tendencies Through Materialistic and Hedonic Values among College Students in Turke. International Strategic Management Conference, 58, pp. 1370-1377.

16-  Ergin, E. (2010). Compulsive buying behavior tendencies: The case of Turkish consumers. African Journal of Business Management, 4(3), 333-338.

17-  Evenden, J (1999). Varieties of impulsivity.146,361-348

18-  Faber, A., & O'Guinn, T. (1988). Compulsive Consumption and Credit Abuse,”. Journal of Consumer Policy, 11, 97-109.

19-  Faber, R., & O Guinn, T. (1992). A clinical screener for compulsive buying. Journal of Consumer Research, 459-469.

20-  Gardarsdottir, R., & Dittmar, H. (2012). The relationship of materialism to debt and financial well-being: The case of Iceland’s perceived prosperity. Journal of Economic Psychology, 33(1), 471-481.

21-  George, P., Mathur, A., Kwai Fatt, C., & Pizzutti, C. (2013). Effects of Family Structure on Materialism and Compulsive Consumption: A Life Course Study in Brazil. journal of reasearch consumer.

22-  Guo, Z., & Cai, Y. (2011). Exploring the antecedents of compulsive buying tendency among adolescents in China and Thailand: A consumer socialization perspective. African Journal of Business Management, 5(24), 10198-10209.

23-  Harper, B. (2015). Credit Card Debt and Compulsive Buying. IU Southeast Student Conference , 23-24.

24-  Hirschman, E. (1992). The Consciousness of Addiction: Toward a General Theory of Compulsive Consumption. Journal of Consumer Research, 19, 155-179.

25-  Jalees, T., Amen, U., & Kazmi, Q. (2014). A Structural Approach on Compulsive Buying Behaviour. international conference on marketing.

26-  Khare, A., Khare, A., & Singh, S. (2011). Factors affecting credit card use in India. Asia Pacific Journal of Marketing and, 24, 236-256.

27-  King, A. (1981). Beyond propensities: Toward a theory of addictive consumption. In:K. Bernhardt et al. (Eds.), The changing marketing environment: New theories. Chicago: American Marketing Association., 438--440.

28-  Koran, L., Faber, R., Aboujaoude, E., Large, M., & Serpe, R. (2006). Estimated prevalence of compulsive buying behavior in the United States. American Journal of Psychiatry, 163, 1806-1812.

29-  Lee, S., Lennon, S., & Rudd, N. (2000). Compulsive Consumption Tendencies among Television Shoppers. Family and Consumer Sciences Research, 463-488.

30-  Lo, H., & Harvey, N. (2011). Shopping without pain: Compulsive buying and the effects of credit card availability in Europe and the far east. Journal of Economic Psychology, 32, 79-92.

31-  M.Ridgway, N., & Kukar-Kinney, M. (2005). Hi, I'm A Compulsive Buyer:" A Content Analysis of Themes from Testimonial Telephone Calls at QVC. Advances in Consumer Research, 32, 431-436.

32-  McElory, S., Keck, P., Smith, J., & Strakoweski, S. (1994). Compulsive buying: a report of 20 cases. Journul of'Clinicul I-'syc.hiutry, 55(June 6), 242-248.

33-  Miltenberger, R., Reding, J., Crosby, R., Stickney, M., Mitchell, J., Wonderlich, S., et al. (2003). Direct and retrospective assessment of factors contributing to compulsive buying. Journal of Behavioral Therapy & Experimental Psychiatry, 34, 1-9.

34-  Monahan, P., Black, D., & Gabel, J. (1995). Reliability and validity of a scale to measure change in persons with compulsive buying. 59-67.

35-  Moschis, G., Mathur, A., Yamashita, T., & Benmoyal‐Bouzaglo , S. (2011). Family and Television Influences on Materialism: A Cross-Cultural Life-Course Approach. Journal of Asia Business Studies5(2), 5(2), 124-144.

36-  Muller, A., Mitchell, J., & Zwaan, M. (2015). Compulsive Buying. The American Journal on Addictions, 24, 132–137.

37-  Otero- Lopez, J., & Velardefrancos, E. (2013). MATERIALISM AND ADDICTIVE BUYING IN WOMEN:THE MEDIATING ROLE OF ANXIETY AND DEPRESSION. Department of Clinical Psychology and Psychobiology, 328-344.

38-  Palan, K., Morrow, P., Trapp, II, A., & Blackburn, V. (2011). COMPULSIVE BUYING BEHAVIOR IN COLLEGE STUDENTS: THE MEDIATING ROLE OF CREDIT CARD MISUSE. Journal of Marketing Theory and Practice, 19(1), 81-96.

39-  Richins, M. (2011). Materialism, transformation expectations, and spending: Implications for credit use. Journal of Public Policy & Marketing, 30(2), 141-156.

40-  Richins, M., & Dawson, S. (1992). A Consumer Values Orientation for Materialism and Its Measurement: Scale Development and Validation,. Journal of Consumer Research, 19 (December), 303-316.

41-  Saleem, S., & Salaria, R. (2010). Few determinants of compulsive buying of youth in Pakistan,. Academic Journal, 17, 521.

42-  Shoham, A., & Brencic, M. (2003). ‘Compulsive buying behaviour. Journal of Consumer Marketing, , 127-38.

43-  Troisi, J., Chistopher, A., & Marek, P. (2006). ). Materialism and money spending disposition as predictors of economic and personality variables. North American Journal of Psychology, 8(3), 421-436.

44-  Turan, O., Ugur, D., & Barlas, Y. (2013). Dynamics Of Consumerism and Credit Card Debt Under The Influence Of Advertising. , Industrial Engineering Department.

45-  Valence, G., d'Astous, A., & Fortier, L. (1988). Compulsive Buying: Concept And Measurement. Journal of Consumer Policy, 11(4),, 419--433.

46-  Veludo-de-Oliveira, T., Falciano, M., & Perito, R. (2014). Effects of credit card usage on Young Brazilians' compulsive buying. Young Consumers: Insight and Ideas for Responsible Marketers,, 15(2),, 111-124.

47-  Vicdan, H., & Minor, M. (2014). ). Materialism and Compulsive Buying In Turkey: Exploring Gender and Age Differences. Academy of Marketing Science (AMS) Annual Conference.

48-  Lin, W.R., Wang, Y.H., Yang, F.J., & Sekarini,N. S. (2013). ). The Effect of Credit Card on the Compulsive Buying Behavior Intention, The Effect of Credit Card on the Compulsive Buying Behavior Intention, The Effect of Credit Card on the Compulsive Buying Behavior Intention,. Journal of Accounting, Finance & ManageManagement Strategy, 8, 45-74.

49-  Watson, J. (2003). The relationship of materialism to spending tendencies, saving, and debt. Journal of Economic Psychology, 24, 723-739.

50-  Wu, L. (2006). ). Excessive buying: The construct and a causal model (Unpublished doctoral dissertation). Atlanta, Georgia: Georgia Institute of Technology.