تحلیل کلان‌روندهای مؤثر بر آیندۀ بازار صنعت بانکداری با رویکرد تحلیل ساختاری، تحلیل تأثیر متقابل (بر گذر)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، پژوهشگاه شاخص‌پژوه، گروه مدیریت، اصفهان، ایرانخیابان فردوسی جنوبی، ادارات مرکزی بانک ملی، صندوق قرض الحسنه

2 استاد، دانشگاه امام حسین، گروه مدیریت، تهران، ایران

چکیده

 صنعت بانکداری، در پویایی اقتصاد نقش و جایگاه ویژه‌ای دارد و با وجود چالش‌ها و عدم­ قطعیت‌‌های جهانی در محیط کسب‌وکار، بهره‌گیری از آینده‌نگاری برای بهبود مـدیریت در این بخش، اهمیّتی بسزا یافته است. یکی از مهمترین گام‌‌های آینده‌نگاری، شناسایی و تحلیل روندهای مؤثر بر آن است که در این مقاله به آن پرداخته شده است؛ بر­این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی کلان‌روندهای مؤثر بر آیندۀ بازار صنعت بانکداری است. بنابراین، پس از انجام مطالعات کتابخانه‌ای و بررسی اسناد و منابع معتبر، فهرستی از روندهای کلیدی مؤثر بر آینده بازار صنعت بانکداری به دسـت آمد و سپس با بهره‌گیری از روش‌‌های‌‌ آینده‌نگاری، روش تحلیل ساختاری/ تأثیر متقابل (بر گذر)، ماتریس تأثیر متقابل، طراحی گردید و با تشکیل پانلی شامل هشت نفر از خبرگان آینده‌پژوهی و اجماع نظرات آنان درباره تأثیرگذاری عوامل بر یکدیگر، وارد ماتریس شد. با تحلیل داده‌‌های برآمده از ماتریس با نرم‌افزار میک‌مک، میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هرکدام از عوامل ارزیابی شده است؛ بر این اساس روندهای راهبردی مؤثر، شناخته شدند و مشخص شده است که روندهایی نظیر «سودآوری»، «مداخله دولت در اقتصاد»، «کنترل منابع و مصارف»، «مطالبات معوق بانک‌ها»، «افزایش نرخ بهره و ذخیره قانونی»، «کفایت سرمایه»، «تحریم‌ها»، «قوانین و مقررات دولتی»، «تسهیلات تکلیفی دولت» و «ثبات اقتصادی»، بیشترین تأثیرگذاری را بر آیندۀ بازار صنعت بانکداری دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of mega trends effective on future market of banking industry based on structural/cross impact analysis

نویسندگان [English]

  • Habibollah Rashid Ardeh 1
  • Saeed Khazaei 2
1 Ph.D. Student, Shakhes Pajouh Research Institute, Isfahan, Iran
2 Full Professor, Imam Hossein University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The purpose of the present study is the analysis of effective mega trends of future banking industry and This study concerning the goal is operational – developmental and from the point of data gathering is descriptive on survey branch, and from the point of foresight method is semi quantitative and exploratory. In this research by using library methods and based on experts’ opinions 117 key trends effective on future of banking industry are recognized and categorized in 4 dimensions based on experts’ opinions. In the next stage by using one of the foresight methods, structural/cross impact analysis, matrix of cross impact of the key trends was designed and through a panel consisted of 8 experts the aggregated opinions about factors influences on each other was entered in the matrix. After analyzing data of the matrix trough a MICMAC influences of each factor were computed and based on this all of them were categorized into main groups and also strategic factors were identified.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Trend analysis
  • Mega trends – Market banking industry
  • Structural Analysis
  • cross impact analysis

 

شناسایی پیشران‌ها و روندهای آینده، دغدغۀ اغلب کسب‌وکار‌ها، دولت‌ها و مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری راهبردی محسوب می‌شوند. نتایج مطالعات در مورد پیشران‌ها و روندهای کلان و گسترۀ تأثیرات و تأثرات این روندها به­نوعی است که در اکثر موارد، مسائل و موضوعات مشترکی را در زندگی بشر شامل می‌شوند (بوشهری و نظری‌زاده، 1388). بی‏توجهی به پیش‏نگری و نادیده­انگاشتن تغییرات محیط خارجی را می‏توان در سازمان‏های بزرگ مهم برشمرد. شرکت‏های آی.بی.ام[1]، جنرال موتورز[2]، سرس[3] و سی‏بی‏اس[4] از جمله سازمان‏هایی هستند که پیش‏نگری تغییرات خارجی مهم و تاثیرگذار را نادیده گرفته و پیامدهای ناگوار آن را پذیرا شده‏اند (اشلی و موریسون، 1996). واقعیت امر این است که برنامه‌ریزی برای آیندۀ کسب‌وکارها براساس نیازهای فعلی و یا کمبودهای خدماتی فعلی، برای حضور موفق در جهان آینده سرمایۀ مناسبی نیست و برای ایفای نقش در آینده ضرورت دارد. با اتکا به رویکردهای جدید برنامه‌ریزی، به‌طورجدی، پیشران‌‌های توسعه و تحولات آینده براساس مگاترندها[5] و روندهای ناپیوسته، سناریوسازی شده است (ملکی‌فر، 1385)، تا متناسب با قابلیت‌ها و توانمندی‌‌های جامعه، مسائل چالش­برانگیز کنونی و آینده واکاوی شود و  برای حضور موفق در آینده برنامه‌ریزی شود (علیزاده، 1387).

درواقع، باید گفت مشکلات کنونی جامعۀ بشری درمجموع ناشی از دو عامل است؛ اول: شناخت هوشمندانه ­نداشتن از آینده در زمان گذشته؛ دوم: تحولات حیرت‌آور در عرصه‌‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، زیست‌محیطی و فناوری همراه با روند شتابان جهانی­شدن. برهمین­اساس، امروز برای جبران خطاهای گذشته، شناخت تحولات آینده با رویکرد آینده‌نگارانه ضروری و از اولویت‌های اصلی است (ناظمی‌قدیری، 1385). در عرصۀ امروزی اقتصاد کشور، تقریباً نمی‌توان فرد، خانواده، سازمان و یا کسب‌وکاری را یافت که نسبت به چگونگی و چیستی شرایط کسب­وکار در آینده بی­تفاوت باشند؛ زیرا نمی‌توان در مسیر موفقیّت گام برداشت و نسبت به آینده بی‌توجه بود. برهمین­اساس، با چنین وضعیتی، امروزه ضرورت شناسایی و تحلیل کلان‌روندهای تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری آشکار شده است. همچنین در شرایط کنونی جامعه جهانی و تأثیر تغییر و تحولات کلان‌روندهای علمی و فناوری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی بر آیندۀ صنعت بانکداری، پرداختن به موضوع برون‌یابی و تحلیل کلان‌روندها را اجتناب‌ناپذیر ساخته است. به­نظر می‌رسد، آینده‌نگری برای سازمان‌ها امری اجتناب‌ناپذیر است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر بر آن است تا ضمن شناسایی عوامل، روندها و کلان‌روندهای تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری و نیز تحلیل اثرات این عوامل بر یکدیگر و دسته‌بندی آنها، تلاشی هرچند کوچک با هدف تحقق آرمان‌‌های سرزمین‌مان بردارد، با امید به اینکه بتواند سکویی برای پرش‌‌های بلندتر باشد. بنابراین هدف اصلی این پژوهش «تحلیل کلان‌روندهای کلیدی، مهم و تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری» است تا از این طریق بتوان اهداف فرعی این پژوهش نیز اعم از «شناسایی پیشران‌‌های مؤثر صنعت بانکداری»، «بررسی میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری میان کلان‌روندهای کلیدی و مؤثر صنعت بانکداری» و نهایتاً «شناسایی روندهای راهبردی، مؤثر بر آیندۀ بازار صنعت بانکداری در جمهوری اسلامی ایران» تحلیل و ارزیابی شوند.

 

2. مبانی نظری

2-1. آینده‌نگاری[6]

جامعه امروز از سیستم بانکی انتظار دارد که ضمن تلاش برای جذب سپرده‌ها و تخصیص مناسب آنها در فعالیت‌های مفید اقتصادی، به موازات پیشرفت‌های همه‌جانبه اقتصادی و اجتماعی نیز حرکت نمایند (کریمی، 1394: 186). تحقق این امر به دیدگاه  آینده‌نگاری وابسته است، به این دلیل که آینده‌پژوهی می‌تواند روش علمی ‌و تجربی برای درک و فهم آینده ارائه دهد (خزائی و محمودزاده، 1392: 28). آینده‌پژوهی، علم و هنر شکل­بخشیدن به آینده‌‌های مطلوب و بررسی آینده‌‌های محتمل و جستجوی کاشفانه و خیال­پردازانه آینده‌‌های ممکن است؛ آینده‌هایی که ارتباط محکم و انکارناشدنی با ارزش‌ها، باورها، اسطوره‌ها و استعاره‌ها دارد (سازمان توسعه صنعتی ملل متحد، ترجمه خزائی و محمودزاده، 1392: 7). بن مارتین تعریف کلاسیک آن را بدین صورت گفته است: «آینده‌نگاری فرایند موجود در تلاش نظام‌مند برای نگریستن به آیندۀ بلند‌مدت علم، فناوری، اقتصاد و جامعه با هدف شناسایی زمینه‌‌های پژوهش راهبردی و پدیدارشدن فناوری‌‌های عمومی‌ای است که می‌توانند بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را به‌بار آورند» (مارتین، 2003).

 

2-1-1. اهداف‌‌ آینده‌نگاری

هدف فعالیت‌‌های آینده‌نگاری، تشویق تصمیمات بهتر برای تسهیل تفکر روبه­جلو و افزایش آمادگی برای تغییر است (جورگنسن و باکلی، 2004: 12). رواج اندیشۀ دورنگر در میان جوامع را می‌توان از مهمترین دستاورد‌‌های آینده‌پژوهان دانست. آینده‌پژوهان می‌خواهند با استفاده از این اندیشه، افزون بر تأمین رفاه نسل کنونی، در بهروزی نسل‌های آینده نیز مؤثر باشند (بل، 1392: 159).

 

2-1-2. روش‌‌های آینده‌نگاری

برای انجام فعالیت‌‌های آینده‌نگاری، راه‌‌های گوناگونی وجود دارد (مردوخی، 1391: 57-58). شیوه‌‌های مختلفی برای طبقه‌بندی روش‌‌های مطالعات آینده‌پژوهی وجود دارد. به‌عنوان مثال، دیدگاه‌هایی مبتنی بر آینده (تحلیل‌گران الگو، مشاهده‌گران و غیره)، و یا دیدگاه‌هایی مبتنی بر افق زمانی(چشم‌انداز کوتاه‌مدت در مقابل بلندمدت)، مدل‌‌های کیفی در مقابل کمّی، برون‌یابی در مقابل هنجاری و غیره (آساکول، ترجمه خزایی، 1384: 2).  در ادامه به دو دسته‌بندی مهم اشاره می‌شود:

 

روش‌‌های اکتشافی و هنجاری

روش‌‌های اکتشافی (برون‌گرا)، در زمان حال آغاز می‌شوند و به سمت آینده پیش می‌روند، درحالی­که روش‌‌های هنجاری (درون‌گرا)، با نقطه­نظری از آیندۀ ممکن آغاز می‌شوند، با این پرسش که چه روندها و رویداد‌هایی می‌توانند ما را به آن آینده رهنمون سازند (فورن، 2001: 1). تفاوت عمدۀ این دو روش، در این است که روش‌‌های اکتشافی، آینده را بر مبنای گذشته و حال می‌سازند، ولی روش‌های هنجاری، آیندۀ مطلوب را مشخص می‌کنند تا بتوان بر مبنای آن برای زمان حال برنامه‌ریزی کرد (مردوخی، 1391: 65 و 66).

روش‌‌های کمّی ‌و کیفی

روش‌‌های کمّی ‌بر پایۀ ریاضیات بنا شده‌‌اند و از معادلات و ابزارهای دقیق اندازه‌گیری استفاده می‌کنند. روش‌های کمّی، ‌ممکن است به مجموعه‌ای از داده‌‌های واقعی تکیه کنند، یا همچون برخی کاربرد‌‌های الگوسازی و بازی، بر پایۀ داده‌‌های فرضی و مفروضاتی خلاف واقع استوار شوند، داده‌ها و مفروضاتی که البته در قالبی کاملاً ریاضیاتی ارائه می‌شوند؛ اما روش‌‌های کیفی، در هیچ سطحی، از اندازه‌گیری عددی بهره نمی‌گیرند و به­ندرت نتایج خود را بر پایۀ تحلیل‌‌های آماری ارائه می‌دهند. به بیان روشن‌تر، روش‌‌های کیفی در بررسی انگاره‌‌های پاسخ‌دهندگان دربارۀ آینده، از یک­سو به حقایق تجربی برآمده از شرایط گذشته و حال تکیه می‌کنند و ازسوی­دیگر، به برداشت‌‌های اشراقی، حدسی و فرضی خود  تکیه می­کنند (مهاجر، 1393: 22 و 23). شایسته است برای درک بهتر روش‌‌های   آینده‌پژوهی، آنها را به جای تقسیم به دو دستۀ کمّی ‌و کیفی، در طیفی پیوسته دسته‌بندی کنیم، طیفی که در یک انتهای آن روش‌‌های کاملاً کیفی و در انتهای دیگر آن روش‌‌های کاملاً کمّی ‌قرار می‌گیرند؛ بیشتر روش‌ها، دست­کم تا اندازه‌ای به کمّی‌سازی نیز توجه دارند (بل، 1392، 434 - 435).

 

2-1-3. مروری اجمالی بر روش‌‌های ‌آینده‌نگاری

با توجه به تعداد روش‌‌های موجود در فعالیت‌‌های آینده‌نگاری، در ادامه توضیح مختصری در مورد دو روش تحلیل، تحلیل‌‌های متقاطع و ماتریس‌‌های تأثیر و تحلیل ساختاری که اساس این پژوهش است، ارائه می‌شود.

1. تحلیل‌‌های متقاطع و ماتریس‌‌های تأثیر

تحلیل‌‌های متقاطع، روش‌هایی هستند که به ما کمک می‌کنند تا دریابیم که چگونه روندها و عملکرد‌‌های متفاوت بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و همچنین روابط بین متغیرها در یک سیستم چگونه است. این روش که گاهی تحلیل ساختاری نیز نامیده می‌شود، برای شناسایی روابط میان روندها، متغیر و رفتارها مفید است (تیشه‌یار، 1390: 162). در طی سی­سال اخیر، ماتریس‌‌های تأثیر، به یکی از رایج‌ترین ابزار آینده‌پژوهی تبدیل شده‌ است. ماتریس‌‌های تأثیر، با هدف بررسی سیستم‌ها و پویایی آنها می‌تواند به سه دسته تقسیم شود: تحلیل ساختاری[7]، استراتژی‌‌های بازیگران[8] و ماتریس احتمالی تأثیر متقاطع[9] (آرکد و همکاران، 2008: 2). همچنین روش تحلیل تأثیر بر روند[10]، یک ابزار نظام­یافته برای ادغام برون‌یابی بدون غافلگیری با قضاوت‌هایی راجع به وقایع احتمالی آینده و تأثیرات وقوع آنها را فراهم می‌کند (تقوا و علیزاده، 1385:89).

 

2. تحلیل ساختاری

تحلیل ساختاری، ابزاری طراحی­شده برای مرتبط­ساختن ایده‌هاست. این روش، توصیف سیستم را به کمک ماتریسی که تمام عناصر سازنده آن را مرتبط می‌کند، ممکن می‌سازد. این روش، با بررسی این روابط، مشخص­کردن متغیرهای ضروری را برای تکامل سیستم ممکن می‌کند. تحلیل ساختاری، برای بررسی کیفی سیستم‌‌های بسیار متفاوت به کار می‌رود. سیستم تحت بررسی، به شکل گروهی از عناصر (متغیرها/ عوامل) وابسته به­هم در­می‌آید (آرکد و همکاران، 2008: 6). ساختار روابط از طریق سلسله‌مراتب عوامل و بر اساس تأثیری که هر عامل بر بقیه عوامل دارد (فعال بودن[11]) و تأثیری که عامل از بقیه عوامل می‌پذیرد (وابستگی[12]) بیان می‌شود (امروسیو و همکاران، 2009: 4). شبکۀ روابط میان عناصر، یعنی ساختار سیستم، کلید پویای آنها را تشکیل می‌دهد و کاملاً ثابت باقی می‌ماند. تحلیل ساختاری که هدف آن روشن کردن این ساختار است، در سه مرحله رخ می‌دهد:

- فهرست متغیرها / عوامل

این مرحله شامل ایجاد فهرستی عواملی است که سیستم تحت مطالعه و همچنین محیط داخلی و خارجی آن را توصیف کند (گودت و همکاران، 2003: 60). این مرحله، کمترین رسمیت را دارد و برای بقیه فرایند نقشی تعیین‌کننده دارد.

- توصیف روابط بین متغیرها

مرحله دوم، در مرتبط­ساختن و توصیف شبکۀ روابط بین متغیرهاست (آرکد و همکاران، 2008: 6). معمولاً از قضاوت کارشناسان برای ارزیابی تأثیر هر متغیر بر دیگری استفاده می‌شود، در نتیجه ماتریسی شکل می‌گیرد که درایه‌های آن بیانگر اثر هر متغیر بر دیگری است (جورجیو و دیگران، 1391: 97). فرایند پرکردن ماتریس، یک فرایند کیفی است. برای n عامل، n×n-1 پرسش مطرح می‌شود. برای هر جفت از عوامل این پرسش‌ها مطرح می‌شود: آیا رابطه‌ای حاکی از تأثیر مستقیم بین i و j وجود دارد؟ (گودت و همکاران، 2003: 61).

- شناسایی متغیرهای اصلی

آخرین مرحله، شامل شناسایی متغیرهای اصلی و عوامل کلیدی پویایی‌‌های جهانی سیستم است (آرکد و همکاران، 2008: 6). این مرحله، شامل شناسایی و رتبه­دهی مجدد به عوامل کلیدی، یعنی عوامل کلیدی ضروری برای تکامل سیستم است. مقایسۀ رتبه عوامل از دسته‌بندی‌‌های گوناگون (مستقیم، غیرمستقیم و بالقوه) یک منبع سرشار از اطلاعات است. نتایج داده‌ها، در مقابل میزان تأثیر و میزان وابستگی هر عامل، می‌تواند در یک نمودار دو بعدی که در آن محور X بیانگر میزان وابستگی و محور Y، بیانگر میزان تأثیرگذاری است، بیان ‌شود؛ همچنین امکان تعیین اثرگذارترین عوامل در سیستم و بررسی سایر نقش‌‌های مختلف این عوامل وجود دارد (گودت و همکاران، 2003: 61).

 

2-2. روندها

آینده نتیجۀ کنش چهار عامل مهم است، عواملی که با تأثیر و تأثرات مختلف بر روی یکدیگر، آینده را می‌سازند، این چهار عامل عبارت‌اند از: تصاویر، اقدامات، روندها و رویدادها. بی‌شک، روند و رویداد شناخته­شده‌ترین واژه­های آینده‌شناسی هستند که بر دو ویژگی آینده متمرکزند. روندها، به پیوستگی تاریخی و زمانی اشاره دارند و رویدادها، بر گسستگی‌‌های تاریخی تأکید می‌ورزند. روندها از گذشته آغاز می‌شوند و تا آینده ادامه می‌یابند، اما رویداد بر خلاف روند، حاصل یک اتفاق یا حادثه است که به­شدت بر روندها و به‌طور کل بر آینده تأثیر می‌گذارند (قدیری و همکاران، 1388). در آینده‌اندیشی، منظور از روند عبارت است از: «تغییرات منظم در داده‌ها یا پدیده‌ها در خلال زمان». در تعریفی دیگر، روند یعنی پدیده‌ای که در یک مدت کوتاه با یک گرایش و منطق خاص تکرار می‌شود و یا به عبارت دیگر روند؛ یعنی تغییر و توسعه به سمت یک چیز جدید و متفاوت (منزوی و نظری‌زاده، 1389). یک روند، توسعه‌ای با ماندگاری چندین­سال است و به‌صورت تجربی مستند می‌شود. روندها معمولاً خط سیری ثابت را جاری می‌کنند. تغییرات گردشی و نوسانات بر آنها اثر نمی‌گذارد و البته تغییرات یا خیزش‌های تند نیز بر آنها بی‌تأثیر است. روندها معمولاً جهتی روشن را دنبال می‌کنند و مسیر حرکت آنها قوی است. روند، بر طبق اصل «کسب‌وکار مانند همیشه[13]» استمراری از رویداد‌ها را توصیف می‌کند. روندها، الگوهای تغییر در امور پراهمیت از دید مشاهده‌گر هستند که در طول زمان به­وقوع می‌پیوندند. اولین گام در آینده‌پژوهی، کشف روندهایی است که هم­اکنون در جریان هستند (زارعیان و ستارزاده، 1390). علم به آینده از ابتدای تاریخ ارزش ویژه­ای داشت و شناخت روندهای پیش­ رو، از مهمترین وظایف مراکز مطالعاتی در حوزۀ مسائل راهبردی به‌شمارمی‌رود (تیشه‌یار، 1390: 21). روندها، تغییراتی هستند که در طی زمان در طیف‌‌های سیاسی[14]، اقتصادی[15]، اجتماعی[16] و تکنولوژیکی[17] رخ می‌دهند. این طیف‌ها اغلب با مخفف‌هایی[18] بیان می‌شوند گزینه‌های دیگری از قبیل «ارزش‌ها»[19]، «محیط زیست[20]» و «مسائل قانونی[21]» به آن اضافه شده است (مهاجر، 1393: 67).

 

2-2-1. تحلیل روند

تحلیل روند،[22] اکثراً در حوزه‌هایی مانند بازاریابی، طراحی کسب‌وکار و برنامه‌ریزی راهبردی، در دو مقیاس ملی و بنگاهی به­کار می‌رود. تحلیل روند، دارای چندین روش‌شناسی فرعی، شامل تحلیل روند تاریخی، تحلیل محتوا، تحلیل الگوهای چرخه‌ای و بهره‌گیری از دیدگاه­های کارشناسانه نظیر دلفی است. تحلیل روند را نباید به‌تنهایی به­کار گرفت، بلکه باید آن را در کنار دیگر روش‌ها و به­گونه‌ای متوازن به‌کار برد و فقط در چنین شرایطی است که تحلیل روند سودمند خواهد بود. تحلیل روند در کنار دیگر روش‌های آینده‌پژوهانه، می­تواند به تحلیل‌های ما دربارۀ آینده‌های ممکن[23] ادراکی ژرف‌تر و گسترده‌تر ببخشد (فیرماینگر، 2003).

 

کلان­روندها

کلان­روندها، عواملی جهانی هستند که شرایط پایه را در تمام زمینه‌‌های اقتصاد و جامعه برای چارچوب زمانی 30 تا 50 سال تشکیل می‌دهند (وینترهاف و همکاران، 2009: 3). کلان‌روندها، برای صنایع، شرکت‌ها و افراد مختلف، تعاریف و اثرات متفاوتی دارد. تحلیل این کلان‌روندها و کاربرد‌‌های آن، مؤلفه‌ای مهم از استراتژی، فرایند توسعه و نوآوری و طراحی و برنامه‌ریزی فناوری آیندۀ یک شرکت را تشکیل می‌دهد (افارت، 2014: 2). آنها اکنون اهمیت بسیاری دارند و نسبتاً با اطمینان می‌توان گفت که در آینده نیز اهمیت زیادی خواهد داشت. آینده‌پژوهان برای شناسایی و تحلیل کلان‌روندها، روش‌شناسی و الگوهای گوناگونی ارائه کرده‌‌اند که یکی از مشهورترین الگوهای دسته‌بندی روندها STEEPvاست؛ این اصطلاح، سرواژۀ شش واژۀ اجتماعی، فناوری، اقتصادی، زیستمحیطی، سیاسی و ارزش‌هاست.

 

 

2-3. جمع‌بندی ادبیات و استخراج کلان‌روندهای مؤثر بر کسب­و­کارهای آینده

در این بخش با هدف تحلیل و بررسی پژوهش‌‌های پیشین در حوزه روندشناسی، بر اساس نظرات خبرگان و همچنین مطالعات انجام­شده، روندهای کلیدی و تأثیرگذار بر آیندۀ صنعت بانکداری دسته‌بندی و استخراج شده است. درنهایت، روندها و متغیرهای شناسایی­شده در حوزۀ نیروهای پیشران (اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و فناوری)، نیروهای بازار، نیرو‌‌های اقتصادی خرد و کلان و نیروهای صنعت بانکداری تقسیم‌بندی شدند.


 

جدول 1: کلان‌روند‌‌های مؤثر بر بازار کسب‌وکارهای آینده

مؤلفه یا متغیر

نام اختصاری

مؤلفه یا متغیر

نام اختصاری

نیــروهای پیشران

جمعیت در حال رشد جهان

SO1

رکود اقتصادی

ECO1

تغییر در الگوی مهاجرت

SO2

انتقال قدرت اقتصادی به سمت شرق

ECO2

تغییر در ارزش‌ها و پذیریش عمومی‌ فناوری‌‌های جدید

SO3

رشد بخش خدماتی

ECO3

افزایش شهرنشینی

SO4

جهانی­شدن اقتصاد و رقابت

ECO4

افزایش قدرت و حضور بانوان در فضای کسب‌وکار

SO5

نوسان تقاضای بازار

ECO5

تغییر در ساختار خانواده­ها

SO6

ظهور مدل‌‌های نوپدید کسب‌وکار (انگاره‌های جدید)

ECO6

رشد رسانه‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی

TECH1

انتقال به اقتصاد دانش­بنیان

ECO7

رشد تأثیر فناوری‌‌های نوظهور و نوپدید

(نانو، بایو، سلول‌‌های بنیادی و...)

TECH2

افزایش بازار‌‌های نوپدید

ECO8

سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه

TECH3

جهانی­شدن زنجیره تأمین و ارزش

ECO9

کوچک‌سازی محصولات

(همانند خدمات موبایل بانک)

TECH4

افزایش برون­سپاری

ECO10

همگرایی فناوری محصول

TECH5

محو مرز بین تولید و خدمت

ECO11

میزان تغیرات فناوری در صنعت

TECH6

تغییر مسیر از تولید انبوه به سفارشی‌ و شخصی‌سازی

ECO12

بسترسازی در انتقال فناوری

TECH7

جابه جایی قدرت (تغییر در هندسه قدرت)

POL1

بسترسازی در تولید فناوری

TECH8

افزایش همکاری‌‌های بین‌المللی و رشد مشارکت‌‌های چند ملیتی

POL2

میزان همسویی تغییرات در سطح جهانی

TECH9

نفوذ شبکه‌‌های قومی‌مذهبی

POL3

تغییرات اقلیمی

ENV1

تغییر الگوی حاکمیت

POL4

افزایش تقاضا برای انرژی

ENV2

ثبات سیاسی

POL5

افزایش تقاضا برای محصولات سبز

ENV3

دخالت‌های سیاسی در ابعاد اقتصادی

POL6

کمیابی منابع طبیعی

ENV4

آزادسازی تجاری

POL7

افزایش آلودگی زیست‌محیطی، صوتی و ...

ENV5

حمایت از حقوق سرمایه‌‌های فکری

POL8

اتمام سوخت‌‌های فسیلی

ENV6

-

-

نیــروی‌‌های بــازار

بخش‌‌های بازار

MA1

حساسیت به قیمت‌ها

MA9

نرخ رشد بازار

MA2

چرخه عمر محصول

MA10

بازارهای هدف

MA3

فصلی­بودن فعالیت

MA11

طرح بازاریابی

MA4

سودآوری

MA12

نیازهای تأمین مالی

MA5

رفتار مصرف‌کننده

MA13

هزینه‌‌های عملیاتی

MA6

جایگزین‌ها (محصولات و خدمات)

MA14

درآمدها

MA7

ورودی‌‌های جدید و عوامل بازدارنده (بازار‌‌های غیرمجاز)

MA15

تنوع محصول

MA8

-

-

نیــروهای اقتصادی (خرد و کلان)

نرخ تورم

F.eco1

سیاسی­کاری اقتصادی

F.eco16

سیاست‌‌های پولی

F.eco2

اقتصاد نفتی

F.eco17

سیاست‌‌های ارزی

F.eco3

رکود اقتصادی

F.eco18

فرار مالیاتی

F.eco4

روابط تجاری و بازرگانی

F.eco19

قوانین و مقررات دولتی

F.eco5

فرهنگ مصرف‌گرایی

F.eco20

توان و هزینه‌‌های تولید و خدمات

F.eco6

مداخله دولت در اقتصاد

F.eco21

حمایت دولتی و گرایش به مصرف داخلی

F.eco7

سطح درآمدها

F.eco22

بانک­محور بودن اقتصاد

F.eco8

سطح دستمزدها

F.eco23

ارائه آمارهای متناقض از دستگاه‌‌های متولی

F.eco9

بازارهای غیررسمی

F.eco24

بی­ثباتی اقتصادی

F.eco10

تسهیلات بانکی

F.eco25

بی­ثباتی نرخ بهره

F.eco11

وضعیت جهانی بازار

F.eco26

قانون­گریزی

F.eco12

بازارهای سرمایه

F.eco27

کسری بودجه دولت

F.eco13

زیرساخت‌های اقتصادی

F.eco28

تحریم‌ها

F.eco14

ایجاد تحول در نظام بانکی

F.eco29

رکود تورمی

F.eco15

-

-

نیــروهای صنعت بانکداری

تأمین‌کنندگان و بازیگران زنجیره ارزش

Ban1

حمایت نکردن دولت از بانک‌ها

Ban17

ذی­نفعان

Ban2

ضعف در بدنه کارشناسی

Ban18

افزایش رقبا

Ban3

شفافیت نداشتن صورت‌‌های مالی در بانک‌ها

Ban19

تازه­واردان

Ban4

ضعف در مرزبندی بنگاه‌‌های کارآمد و ناکارآمد

Ban20

کفایت نداشتن سرمایه

Ban5

وجود تنگناهای تأمین مالی

Ban21

مطالبات غیرجاری بانک‌ها

Ban6

کاهش سودآوری بانک‌ها

Ban22

بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

Ban7

افزایش خطر ریسک‌پذیری اعتباری بانک‌ها

Ban23

اوراق مشارکت شرکت‌‌های دولتی

Ban8

استقلال­نداشتن بانک مرکزی

Ban24

محدودیت نقل­و­انتقال ارزی

Ban9

نبود شایسته­سالاری

Ban25

محدودیت منابع

Ban10

رشوه­خواری و دزدسالاری

Ban26

ضعف کنترل منابع و مصارف

Ban11

هجوم یکباره برای برداشت سپرده‌ها (خروج سپرده‌ها)

Ban27

ضعف مدیریت ریسک

Ban12

نبود اطمینان از بازگشت سرمایه

Ban28

ضعف نظارت و کنترل

Ban13

تسهیلات تکلیفی دولت

Ban29

بنگاه­داری بانک‌ها

Ban14

تغییرات ساختاری در صنعت بانکداری

Ban30

ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوش­حساب

Ban15

سلیقه‌ها و ذائقه‌های گوناگون مشتریان

Ban31

ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات

Ban16

مجازی­سازی و خدمات الکترونیکی

Ban32

 

3. روش‌شناسی

 

هر پژوهشی بر پایه روش­شناسی خاص خود، مسئله تحقیق را  می‌آزماید و نقد می­کند. در این بخش از مقاله، روش‌شناسی ویژه پژوهش ارائه شده است.

 

3-1. روش تحقیق از منظر هدف و گردآوری اطلاعات

یکی از مراحل انجام تحقیق، انتخاب روش تحقیق است. روش تحقیق فرایند نظام‌مند و هدفدار برای پاسخ به سؤالات تحقیق است (احمدی، 1391: 35). به‌طورکلی، روش‌‌های تحقیق در علوم رفتاری را می‌توان با توجه به دو ملاک: الف: هدف تحقیق، ب: شیوۀ گردآوری داده‌ها، دسته‌بندی کرد. این پژوهش با توجه به اهداف در نظر گرفته­شده، پژوهشی کاربردی- توسعه‌ای است.

تحقیقات علمی ‌را بر اساس چگونگی گردآوری داده‌‌های مورد نیاز(طرح تحقیق)، می‌توان به دو دستۀ زیر تقسیم کرد: این پژوهش، از منظر گردآوری اطلاعات تلفیقی است، لازم به ذکر است پژوهش‌‌های تلفیقی نوعی استراتژی پژوهشی یا روش‌شناسی برای گردآوری، تحلیل و ترکیب داده‌های کمّی و کیفی است که برای فهم مسائل پژوهشی در زمان انجام یک پژوهش به کارگرفته می­شود. پژوهش حاضر از نظر گردآوری اطلاعات، تحقیق توصیفی از شاخه‌ پیمایشی است. برای جمع‌آوری ادبیات تحقیق به مقالات، گزارش‌ها و کتاب­های مختلف مراجعه شده است تا با استفاده از این منابع، توصیفی از موضوع تحقیق حاضر ارائه ‌گردد. همچنین ازآنجاکه در این پژوهش از روش تحلیل ساختاری، تحلیل تأثیر متقابل و تحلیل روند استفاده شده است، از نظر روش‌‌های‌‌ آینده‌نگاری، در دستۀ روش‌‌های کمّی- کیفی (نیمه‌کمّی) و اکتشافی قرار می‌گیرد.

در این پژوهش، نخست روندهای مؤثر بر آیندۀ صنعت بانکداری از طریق مطالعات کتابخانه‌ای شناسایی می­شوند و در ماتریس تأثیر متقابل جاگذاری می‌شود (جدول شمارۀ 1)، سپس با تکمیل ماتریس، اثرات متقابل از طریق پانل خبرگان و با استفاده از ابزار تحلیل داده‌‌های کیفی (روش تحلیل ساختاری) داده‌‌های مستخرج از آراء خبرگان  تحلیل و ارزیابی می­شود.

 

3-2. جامعه و نمونۀ آماری پژوهش

جامعۀ آماری در این پژوهش در بخش شامل مجموعه‌ای از متخصصان و خبرگان دارای دیدگاه آینده‌پژوهانه و راهبردی صنعت بانکداری است که تعداد آن در حدود 30 نفر برآورد می‌شود. نمونۀ آماری متشکل از هشت نفر از خبرگان حوزه یادشده است که براساس روش نمونه‌گیری از نوع «نمونه‌گیری قضاوتی و هدفمند» و در دسترس انتخاب شدند. باتوجه به نوع جامعۀ آماری موردنظر و با توجه به نوع اطلاعات لازم برای انجام تحقیق، از نمونه‌گیری یادشده استفاده شده است.

 

3-3. نرم‌افزار مورد استفاده

نرم‌افزار میک‌مک برای انجام محاسبات پیچیدۀ ماتریس برگذر طراحی شده است. روش این نرم‌افزار بدین­گونه است که ابتدا متغیرها و مؤلفه‌‌های مهم در حوزه مورد نظر شناسایی شده و سپس آنها را در ماتریسی مانند ماتریس تحلیل تأثیر برگذار وارد می‌کنند؛ درپایان، خبرگان میزان ارتباط این متغیرها را با حوزه مربوطه تشخیص می‌دهند. متغیرهای موجود در سطر‌ها بر متغیرهای موجود در ستون‌ها تأثیر می‌گذارند. بدین­ترتیب، مجموع داده‌‌های متغیرهای سطرها، میزان تأثیرگذاری و مجموع داده‌‌های متغیرهای ستون‌ها، میزان تأثیرپذیری را نشان خواهند داد (زالی، 1392: 89).

 

 

 

4. تجزیه و تحلیل داده‌ها و یافته‌‌های تحقیق

4-1. تحلیل اولیه داده‌‌های گردآوری­شده از ماتریس تأثیر متقابل (بر گذر)

در این گام با استفاده از روش تحلیل ساختاری/ تأثیر متقابل (برگذر) که یکی از روش‌‌های نیمه­کمّی (کمّی‌/ کیفی) آینده‌پژوهی است، ماتریس تحلیل تأثیر متقابل عوامل با تشکیل پانلی متشکل از 8 نفر از خبرگان تکمیل شد. ابعاد ماتریس 60×60 بود؛ به این ترتیب که خبرگان قضاوت خود را در مورد تأثیر هریک از عوامل مندرج در سطر، بر تمامی عوامل که در ستون درج شده بودند، در قالب اعداد 0 تا 3 بیان کرده­اند، به این ترتیب که 0= بدون تأثیر، 1= تأثیر کم، 2= تأثیر متوسط و 3= تأثیر زیاد بود. اجماع نظرات در خانه‌‌های مربوطه قرار داده شده است. مجموع اعداد هر سطر، بیانگر جمع فعال و مجموع داده‌‌های هر ستون بیانگر جمع غیرفعال است. ماتریس تحلیل اثر متقابل بین عوامل کلیدی، با تشکیل پانلی تکمیل شده، سپس داده‌‌های این ماتریس وارد نرم‌افزار میک‌مک شده است. عوامل به­دست­آمده از تحلیل ماتریس و نحوۀ توزیع متغیرها در نمودار (حول قطر) بیانگر این نکته است که عوامل برگزیده تأثیر زیاد و پراکنده‌ای بر یکدیگر داشته و در واقع وضعیت سیستم ناپایدار است. ازطرف­ دیگر، ماتریس بر اساس شاخص‌‌های آماری با 2 بار چرخش از مطلوبیت و بهینه­شدگی 100 درصد برخوردار بوده که حاکی از روایی بالای ماتریس و پاسخ‌‌های آن است.


 

 

 

جدول 2: تحلیل اولیه داده‌‌های ماتریس تأثیرات متقابل (تحلیل ساختاری)

مقدار

شاخص

60

اندازه ماتریس

2

تعداد چرخش

979

تعداد عدد صفر

1287

تعداد عدد یک

989

تعداد عدد دو

345

تعداد عدد سه

73 %

درجه پرشدگی

 

4-2. میزان اثرگذاری و اثرپذیری روندها بر یکدیگر

 

خروجی بعدی نرم‌افزار رتبه‌بندی، میزان اثرگذاری و اثرپذیری روندها بر اساس جمع فعال و غیرفعال آنهاست.


 

جدول 3: رتبه‌بندی ماتریس‌ها بر اساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری

رتبه بندی

نام متغیر

میزان اثرگذاری

نام متغیر

میزان اثرپذیری

1

نبود ثبات اقتصادی

290

سودآوری

255

2

سودآوری

269

کاهش سودآوری بانک‌ها

241

3

سیاست‌‌های ارزی

260

کفایت نداشتن سرمایه

241

4

کاهش سودآوری بانک‌ها

251

بازارهای سرمایه

230

5

افزایش رقبا

246

تحریم‌ها

227

6

تسهیلات بانکی

227

وجود تنگناهای تأمین مالی (86 درصد توسط بانک‌ها و 14درصد توسط بازار سرمایه)

227

7

محدودیت منابع

225

مطالبات غیرجاری بانک‌ها

223

8

مداخله دولت در اقتصاد

225

قوانین و مقررات دولتی

223

9

دخالت‌های سیاسی در ابعاد اقتصادی

225

تسهیلات بانکی

223

10

سیاست‌‌های پول

218

سیاست‌‌های پولی

216

11

مطالبات غیرجاری بانک‌ها

218

محدودیت منابع

213

12

روابط تجاری و بازرگانی

216

بی­ثباتی در نرخ بهره

209

13

درآمدها

216

درآمدها

209

14

کفایت­نداشتن سرمایه

211

تسهیلات تکلیفی دولت

204

15

تحریم­ها

209

بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

197

16

ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات

202

مداخله دولت در اقتصاد

195

17

وجود تنگناهای تأمین مالی

(86 درصد توسط بانک‌ها و 14درصد توسط بازار سرمایه)

202

ضعف در مدیریت نقدینگی و اعطای تسهیلات

193

18

قوانین و مقررات دولتی

200

هزینه‌‌های عملیاتی

190

19

محدودیت نقل و انتقال ارزی

197

بی­ثباتی اقتصادی

188

20

بازارهای سرمایه

193

افزایش خطر ریسک­پذیری اعتباری بانک‌ها

188

21

ثبات سیاسی

186

میزان تغیرات فناوری در صنعت

188

22

تسهیلات تکلیفی دولت

186

مجازی‌سازی و خدمات الکترونیکی

186

23

رکود تورمی

183

افزایش رقبا

181

24

نیازهای تأمین مالی

183

سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه

179

25

هزینه‌‌های عملیاتی

181

ضعف کنترل منابع و مصارف

179

26

بانک محور بودن اقتصاد

179

نیازهای تأمین مالی

179

27

ثبات نداشتن  نرخ بهره

179

ضعف نظارت و کنترل

174

28

رکود اقتصادی

176

تغییر در ارزش‌ها و پذیریش عمومی ‌فناوری‌‌های جدید

172

29

نرخ تورم

174

بانک­محور بودن اقتصاد

172

30

شفافیت­نداشتن صورت‌‌های مالی در بانک‌ها

174

رفتار مصرف­کننده

169

31

تنوع محصول

167

نرخ تورم

167

32

سیاسی­کاری اقتصادی

167

محدودیت نقل و انتقال ارزی

165

33

بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی

165

جهانی­شدن اقتصاد و رقابت

162

34

ورودی‌‌های جدید و عوامل بازدارنده

(بازار‌‌های غیرمجاز و خارج از نظارت)

165

ایجاد تحول در نظام بانکی

160

35

استقلال­نداشتن بانک مرکزی

160

اقتصاد نفتی

160

36

ضعف کنترل منابع و مصارف

153

ورودی‌‌های جدید و عوامل بازدارنده

(بازار‌‌های غیرمجاز و خارج از نظارت)

158

37

ضعف در بدنه کارشناسی

153

سیاست‌‌های ارزی

151

38

جهانی شدن اقتصاد و رقابت

153

رکود تورمی

151

39

زیرساخت‌های اقتصادی

153

ثبات سیاسی

151

40

ضعف نظارت و کنترل

151

زیرساخت‌های اقتصادی

151

41

آزادسازی تجاری

151

روابط تجاری و بازرگانی

148

42

اقتصاد نفتی

151

تنوع محصول

144

43

میزان تغیرات فناوری در صنعت

146

رکود اقتصادی

141

44

ضعف مدیریت ریسک

137

ضعف مدیریت ریسک

139

45

ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوش حساب

137

دخالت‌های سیاسی در ابعاد اقتصادی

137

46

مجازی­سازی و خدمات الکترونیکی

132

هجوم یکباره برای برداشت سپرده‌ها

(خروج سپرده‌ها)

137

47

رشوه­خواری و دزدسالاری

127

شفاف­نبودن صورت‌‌های مالی در بانک‌ها

137

48

رکود اقتصادی

125

سلیقه‌ها و ذائقه‌های گوناگون مشتریان

132

49

رفتار مصرف­کننده

123

آزاد سازی تجاری

130

50

هجوم یکباره برای برداشت سپرده‌ها (خروج سپرده‌ها)

123

رکود اقتصادی

127

51

نبود شایسته‌سالاری

109

افزایش همکاری‌‌های بین‌المللی و رشد مشارکت‌‌های چندملیتی

125

52

افزایش همکاری‌‌های بین‌المللی و رشد مشارکت‌‌های چندملیتی

109

سیاسی‌کاری اقتصادی

125

53

سلیقه‌ها و ذائقه‌های گوناگون مشتریان

104

کوچک‌سازی محصولات

(همانند خدمات موبایل بانک)

109

54

سرعت در حال افزایش نوآوری و تغییر فناورانه

97

استقلال­نداشتن بانک مرکزی

106

55

تغییر در ارزش‌ها و پذیریش عمومی‌ فناوری‌‌های جدید

93

ضعف تمایز بین بدهکاران بدحساب و خوش‌حساب

102

56

افزایش خطر ریسک پذیری اعتباری بانک‌ها

69

ضعف در بدنۀ کارشناسی

93

57

کوچک­سازی محصولات

(همانند خدمات موبایل بانک)

53

افزایش شهرنشینی

81

58

ایجاد تحول در نظام بانکی

39

نبود شایسته‌سالاری

79

59

افزایش شهرنشینی

39

رشوه­خواری و دزدسالاری

79

60

رشد رسانه‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی

23

رشد رسانه‌ها و شبکه‌‌های اجتماعی

58

 


4-3- تحلیل سیستم

هدف نهایی تحلیل ساختاری، شناخت ویژگی‌ها، ساختار، متغیرهای کلیدی و مهمترین عناصر مؤثر بر سیستم است. در ماتریس متقاطع، جمع اعداد موجود در سطر برای هر متغیر، بیانگر جمع فعال است و میزان تأثیرگذاری آن عامل را نشان می‌دهد؛ و جمع اعداد موجود در ستون، نیز بیانگر جمع فعال و غیرفعال است و میزان تأثیرپذیری آن عامل را نشان می‌دهد. نحوه توزیع و پراکنش متغیرها در صفحه پراکندگی، حاکی از میزان پایداری و یا ناپایداری سیستم مورد مطالعه است. در بخش روش‌شناسی و تحلیل میک­مک در مجموع دو نوع از پراکنش عوامل تعریف شده است که بیانگر پایدار و یا ناپایدار بودن سیستم است. در سیستم پایدار پراکنش متغیرها به صورت حرف L انگلیسی است، اما در سیستم‌‌های ناپایدار، وضعیت پیچیده‌تر است و عوامل حول قطر مرکزی صفحه پراکندگی قرار دارند و در بیشتر مواقع، حالت بینابینی از تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را نشان می‌دهند که ارزیابی و شناسایی عوامل اصلی را دشوار می‌نماید.

شکل(1) پراکندگی کلان‌روندهای تأثیرگذار بر آینده کسب‌وکار‌ها را نشان می‌دهد. آنچه از این شکل می‌توان دریافت، وضعیت ناپایدار سیستم است. همانگونه که در شکل (1) مشاهده می‌شود، بیشتر متغیرها در اطراف محور اصلی صفحه پراکنده­اند.

 

 

 

 


 

شکل 1: نقشه پراکندگی متغیرها و جایگاه آن‌ها در محور تأثیرگذاری- تأثیرپذیری بر اساس نام اختصاری متغیرها

 

4-4. شناسایی متغیرهای راهبردی در نمودار

 

متغیرهای راهبردی متغیرهایی هستند که هم قابلیت دستکاری و کنترل دارند و هم بر پویایی و تغییر سیستم تأثیرگذارند. با این توصیف، متغیرهایی را که تأثیر بسیار بالایی دارند، ولی کنترل­شدنی نیستند، نمی‌توان متغیر راهبردی محسوب کرد. مقایسه متغیرهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر بر اساس رتبه‌بندی آن‌ها نخستین گام در یافتن متغیرهای راهبردی است. بر این­ اساس، چنانچه تعداد متغیرهای تکراری در تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین متغیرها بالا باشند، سیستم دارای تعدادی متغیر راهبردی است که قابلیت کنترل و هدایت سیستم را آسان می‌نماید. چنانچه تعداد متغیرهای تکراری در ستون تأثیرگذاری و تأثیرپذیرترین متغیرها پایین باشند، سیستم دارای ساختار خاصی است که قابلیت کنترل کمتری از سوی بازیگران را دارد. سیستم مورد مطالعه این پژوهش از نوع دوم است. در جدول زیر، می‌توان متغیرهایی را که در هر دو ستون در فهرست تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین قرار دارند، مشاهده نمود. اگر نمودار وضعیت متغیرها را به صورت یک شبکه مختصات فرض کنیم، متغیرهای قرارگرفته در ناحیه 2 چنین وضعیتی دارند و برنامه‌ریزان به­ندرت قادر به تغییر این متغیرها هستند. متغیرهای قرارگرفته در ناحیه 3 شبکه مختصات، چنانکه در شکل(2) مشخص است، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بسیار پایینی در سیستم دارند و نمی‌توانند متغیر راهبردی محسوب شوند. متغیرهای ناحیه 4 نیز به دلیل وابستگی شدید به سایر متغیرها، خاصیت راهبردی ندارند و بیشتر نتیجه سایر متغیرها به حساب می‌آیند. اما متغیرهای ناحیه 2 شبکه مختصات، متغیرهای راهبردی هستند، چرا که هم قابلیت کنترل با سیستم مدیریتی را دارند و هم بر سیستم، تأثیر بسیاری دارند. درواقع، هرچه از ناحیه 3 به سمت انتهای ناحیه 2 شبکه مختصات نزدیک­تر می‌شویم، بر میزان اهمیت و راهبردی بودن متغیرها افزوده می‌شود.

بنابراین با توجه به صفحه پراکندگی در شکل (3)، می‌توان متغیرهای راهبردی مؤثر بر آینده صنعت بانکداری را در ناحیه 2 صفحه پراکندگی مطابق با جدول (4) مشاهده کرد.


 

جدول 4: متغیرهای راهبردی مؤثر بر آینده صنعت بانکداری

سودآوری

کفایت سرمایه

مداخله دولت در اقتصاد

تحریم­ها

کنترل منابع و مصارف

قوانین و مقررات دولتی

مطالبات معوق بانک‌ها

تسهیلات تکلیفی دولت

افزایش نرخ بهره و ذخیره قانونی

ثبات اقتصادی

 

 

شکل 2: موقعیت متغیرهای راهبردی در نمودار(ربانی، 1391: 120)

 

 

شکل 3: نقشه پراکندگی متغیرها و جایگاه آن‌ها در محور تأثیرگذاری- تأثیرپذیری بر اساس نام متغیرها و موقعیت آن‌ها در برابر خط قطری

 

5. نتیجه‌گیری و پیشنهادها


5-1. کاربرد یافته‌‌های پژوهش در برنامه‌ریزی‌‌های کلان مرتبط با حوزه کسب‌وکارها

آینده‌نگاری حوزه‌ای است که نتایج آن کاربرد زیادی در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها دارد. پژوهش حاضر در زمینه‌‌ آینده‌نگاری روندها و کلان‌روندهای مؤثر بر بازار آینده صنعت بانکداری است؛ زمینه‌ای که در داخل کشور تاکنون به صورت جدی بررسی و مطالعه نشده است. در واقع این پژوهش می‌تواند گام کوچکی برای شروع تحقیقات بعدی باشد. با توجه به اینکه در شرایط فعلی صنعت بانکداری کشور و همچنین فضای کسب‌وکار در وضعیت مطلوب و آرمانی قرار ندارند، تلاش برای بهبود این وضعیت در خور توجه است و لازمه بهبود مؤثر، آگاهی از شرایط موجود است. شناسایی، تحلیل و فهم نیروهای پیشران، کلان‌روندها و روندهایی که مؤثر بر آینده این صنعت هستند، برای کسب نمایی کلی از آینده در حال ظهور ضروری است. امروزه تغییرات با نرخ سریع‌تری به وقوع می‌پیوندد. تغییرات فناورانه و صنعتی و متعاقباً تغییر در دیگر جنبه‌های زندگی، افزایش روزافزون وابستگی متقابل کشورها و ملل، تمرکززدایی جوامع و نهادهای موجود که به دلیل گسترش فناوری اطلاعات شتاب بیشتری یافته ‌است، تمایل روزافزون به جهانی­شدن به همراه حفظ ویژگی‌‌های ملی، قومی ‌و فرهنگی، تضمین رشد سود و فروش بانک‌ها در آینده و میزان پذیرش و مقبولیت یک خدمت مالی جدید در بازار به عواملی چون پیچیدگی[24]، سازگاری[25]، مزیت نسبی[26]، ارتباط پذیری[27]، قابلیت آزمایش[28]، اعتماد مشتری و عوامل دیگری نظیر آنها، درک بهتر و بیشتر از «تغییرات» و «آینده» را برای کسب­وکارها و همچنین سازمان‌ها و نهاد‌‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز از جمله نظام بانکی ایران که یکی از مهمترین بخش‌های اقتصاد است، ضروری می‌سازد. در واقع استفاده از‌‌ آینده‌نگاری و نتایج آن در برنامه‌ریزی‌‌های بلندمدت و راهبردی و حتی برنامه‌ریزی‌‌های میان‌مدت و کوتاه‌مدت، باعث می‌شود که منفعلانه به سمت آینده پیشروی نشود و با آگاهی نسبی از اوضاع و شرایط، آینده ساخته شود.

در این پژوهش تلاش شده است نیروهای پیشران و روندهای کلیدی مؤثر بر آینده بازار صنعت بانکداری شناسایی شود، سپس با استفاده از روش تحلیل ساختاری/ تحلیل تأثیر متقابل، اقدام به تحلیل این روند‌ها و کلان‌روندها گردد.

 

5-2. کاربرد یافته‌‌های پژوهش برای سایر روش‌‌های‌‌ آینده‌نگاری

همانطور که پیش‌تر گفته شد، روش‌‌های بسیاری برای انجام فعالیت‌‌های‌‌ آینده‌نگاری وجود دارد؛ و گاهی این روش‌ها در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. روش تحلیل ساختاری/ تحلیل تأثیر متقابل که تا حد زیادی منطبق بر روش تحلیل تأثیر بر روند است، یکی از روش‌هایی است که در کنار برخی روش‌‌های دیگر، نتایج پرباری را به ارمغان می‌آورد. معمولاً نتایج این روش‌ها در کنار روش سناریوپردازی می‌تواند بسیار مؤثر باشد. می‌توان از نتایج روش تحلیل ساختاری و تحلیل آثار متقابل روندهای کلیدی، در مراحل مختلف روش سناریونگاری استفاده کرد. از آنجا که این روش، یک روش نیمه­کمّی‌ است. بنابراین می‌تواند میزان اطمینان فرایند سناریوپردازی را افزایش دهد و یافتن روندها و عوامل کلیدی و شناسایی منطق سناریوها را اطمینان‌بخش‌تر نماید. با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک می‌توان تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین روندها را شناسایی کرد و آن‌ها را در برنامه‌ریزی پیش چشم داشت. در واقع می‌توان گفت یافته‌های این پژوهش نیمی ‌از فرایند سناریونگاری را پوشش می‌دهد و می‌توان پس از شناسایی عدم‌قطعیت‌ها که از آنها در شناسایی محور‌‌های سناریو استفاده می‌شود، با تشکیل پانل‌‌های خبرگان، به توصیف و داستان­سرایی در مورد تأثیرات این نیروهای پیشران بر یکدیگر و نیز بر روندهای کلیدی پرداخت و از این طریق تصویری روشن‌تر از آینده ارائه کرد. در این پانل‌ها و نشست‌ها، خبرگان در مورد تأثیرات پیشران‌ها بر یکدیگر و نیز روندهای کلیدی شناسایی‌شده داستان‌سرایی کنند، همچنین می‌توانند در مورد روندهای آینده این نیرو‌ها و عوامل بحث کرده به نتایجی برسند و بر این اساس سناریو‌هایی نیز برای آیندۀ بازار صنعت بانکداری نگاشته شود که نتایج آن نیز می‌تواند در خور توجه مسئولان، برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیرندگان این زمینه باشد.

 

5-3. پیشنهادات برای پژوهش‌‌های آتی

- ازآنجاکه پژوهش‌‌های مشابه در زمینه آینده‌نگاری صنعت بانکداری انجام نشده بود و نبود چنین پژوهش‌هایی به­درستی محسوس بود، هدف این پژوهش ایجاد بنیانی برای فعالیت‌هایی از این­دست است. بنابراین می‌توان پژوهش‌هایی مشابه را در مقیاس‌‌های متفاوت و برای صنایع گوناگون و یا شرکت‌ها و کسب‌وکارهای خاص انجام داد تا روندها و عوامل مؤثر بر آینده این کسب‌وکارها با دقت و وضوح بالاتری آینده این نوع از کسب‌وکارها را برای مدیران و سرمایه‌گذاران ترسیم کند.

- طراحی و تدوین پژوهشی مبتنی بر رویکرد سناریویی؛ همان‌طور که در بخش کاربرد یافته‌ها عنوان شد، از آنجا که یافته‌‌های این پژوهش، تقریباً نیمی ‌از فرایند سناریونگاری برای آینده بازار صنعت بانکداری را پوشش می‌دهد، ادامه این فرایند و انجام گام‌‌های بعدی آن یعنی شناسایی عدم قطعیت­ها و تعیین سناریوها  در پژوهش‌‌های بعدی می‌تواند در نظر گرفته شود.

- شناسایی و ارائه فرصت‌‌های به­وجودآمده از اثرات متقابل کلان‌روندها بر یکدیگر در فضای صنعت بانکداری ملی و بین‌المللی از طریق رویکرد سناریوییGBN[29]، نیز می‌توانند به‌عنوان موضوعی بدیع و نو برای پژوهش‌‌های  بعدی معرفی گردد.

- لازم است با توجه به کلان‌روندها و پیشران‌‌های شناسایی­شده در این پژوهش، برای تعیین جهت و شناسایی حوزه‌‌های آینده برای توسعۀ بازار صنعت بانکداری و بهره‌برداری از فرصت‌‌های موجود، مدلی اقتضائی ارائه شود.



[1]. IBM

[2]. General Motors

[3]. SEARS

[4]. CBS

[5]. Mega Trends

[6]. Foresight

[7]. Structural analysis

[8]. Actors stategies

[9]. Probabilistic cross- impact matrix

[10]. TIA: Trend impact analysis

[11]. Motivity

[12] .Dependence

[13]. Business as usual

[14]. Political

[15]. Economic

[16]. Social

[17]. Technological

[18]. STEP, STEEP, STEEPV, PESTLE

[19]. Values

[20]. Environment

[21]. Legal

[22]. trend analysis (TA)

[23]. possible futures

[24]. Complexity

[25]. Compability

[26]. Relative Advantage

[27]. Communicability

[28]. Dividibility

[29]. Global Business Network

 

1-    آساکول، پ (1384)، روش‌‌های مطالعات آینده­پژوهی، ترجمه: سعید خزائی، مؤسسۀ آموزشی تحقیقاتی صنایع دفاعی، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی، معاونت اطلاع‌رسانی و خدمات علمی.

2-    بل، و (1392)، مبانی آینده‌پژوهی: تاریخچه، اهداف و دانش، ترجمه: مصطفی تقوی و محسن محقق، تهران: موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی.

3-    بوشهری، ع. و نظری زاده، ف (1388)، روندهای راهبردی جهانی مؤثر بر دفاع و صنایع دفاعی، تهران: مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی مؤسسۀ آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی.

4-    تقوا، م. و علیزاده، ی (1385)، تکنیک آنالیز تأثیر بر روند (TIA) نقطه تلاقی تکنیک‌‌های کمّی ‌و کیفی پیش‌بینی، فصلنامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال سوم، شماره 11، 84-106.

5-     تیشه‌یار، م (1390)، آینده‌پژوهی در مطالعات استراتژیک، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران.

6-    جورجیو، ل؛ ایان، ک؛ جنیفر، ک. و مایکل پ (1391)، راهنمای آینده‌نگاری فناوری: مفاهیم و شیوه کار، ترجمه: مسعود منزوی، مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، تهران.

7-    خزائی، س. و الهی دهقی، ا (1391)، عوامل موفقیت در آینده‌نگاری ملی، فصلنامه علمی‌ تخصصی مطالعات آینده‌پژوهی سازمان بسیج اساتید مازندران، سال اول، شماره دوم، صص 5-28.

8-     خزائی، س. و محمودزاده، ا (1392)، آینده‌پژوهی، انتشارات علم آفرین، اصفهان.

9-    ربانی، ط (1391)، روش تحلیل ساختاری، ابزاری برای شناخت و تحلیل متغیرهای مؤثر بر آینده موضوعات شهری، مجموعه مقالات نخستین همایش ملی آینده‌پژوهی، تهران.

10- زارعیان، آ. و ستارزاده، م (1390)، رهیافتی در باب چگونگی و ماهیت آینده‌پژوهی، مجله دانشکده پرستاری ارتش جمهوری اسلامی ‌ایران، سال یازدهم، شماره 1.

11-      زالی، ن (1392)، آینده‌نگاری راهبردی در برنامه‌ریزی و توسعه منطقه‌ای، پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران.

12-  علیزاده، ع (1387)، سناریوها: بهترین ابزار برای رویارویی با آینده، اندیشکده وحید تهران.

13-  قدیری، ر؛ ناظمی، ا؛ شماعی، ع. و مظاهری، ک (1388)، آینده‌نگاری فناوری هوافضا در ایران 1404، تهران: مرکز تحقیقات سیاست علمی ‌کشور.

14-   کریمی، ف (1394)، ارائه الگوی بهینه استقرار خدمات بانکداری الکترونیک با هدف افزایش رضایتمندی مشتریان (مطالعه موردی: بانک مسکن در شهر تهران)، فصلنامه تحقیقات بازاریابی نوین، سال پنجم، شماره دوم، شماره پیاپی (17).

15-  مردوخی، ب (1391)، روش‌شناسی آینده‌نگری، نشر نی، تهران.

16-  ملکی‌فر، ع (1385)، الفبای آینده‌پژوهی، اندیشکده صنعت و فناوری.

17- منزوی، ک. و نظری‌زاده، فرهاد (1389)، مرکز توسعه مفاهیم و دکترین، روندهای استراتژیک مؤثر جهانی مؤثر بر دفاع و امنیت در افق زمانی 2007 تا 2036 میلادی، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری دفاعی، مؤسسه آموزش و تحقیقاتی صنایع دفاعی، تهران

18- مهاجر، آ (1393)، «ارائه مدلی برای آینده‌نگاری تولید» مطالعه موردی گروه مپنا، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران.

19-  ناظمی‌قدیری، ا (1385)، آینده‌نگاری از مفهوم تا اجرا، مرکز صنایع نوین، وزارت صنایع و معادن، تهران.

20-  Ambrosio, A., Lozano, M., & Hernandez, p. (2009). Prospective structural analysis: an application to rural development strategies, the 83rd annual conference of the agricultural economics society Dublin.

21-  Arcade, J., Godet, M., Francis, M., & Fabrice, R. (2008) Structural analysis with the MICMAC method & Actors' strategy with MACTOR method, Futures research methodology v2, AC/UNU Millennium project.

22-  Ashley, W.L. & Morrison, J. L. (1996). Anticipatory management tools for the 21ST century. The Futures Research Quarterly, 12 (2), 35-49.

23-  Erfat, Z (n.d). (2014). World’s Top Glonal Megatrends TO 2020 and Implications to Business, Society and Cultures Executive Summary. Frost & Sulivan.

24-  Firminger, L. (2003). Trend Analysis: Methods and Problems, Strategic Planning Services, Swinburne University of Technology, TAFE Division, March.

25-  FOREN (Foresight for Regional Development Network). (2001). A Practical Guide to Regional Foresight, European commission research directorate general, STRATA Programme, European Communities.

26-  Godet, A. J., Meunier, M. F., & Roubelat, F. (2003). “Structural analysis with the MICMAC method & actors' strategy with MACTOR method”, AC/UNU Millennium Project: Futures Research Methodology-V2., AC/UNU, Washington, DC

27-  Jorgensen, B. H., & Buckley, c. (2004). Technology foresight and cleaner production in a highly polluted industrial area, Denmark, Roskilde, Riso National Laboratory.

28-  Martin, R. B. (2003). Technology Foresight in a Rapidly Globalizing Economy, Science and Technology Policy Research, University of Sussex.

29-   Winterhoff, M., Kahner, C., Ulrich, C., Sayler, P., & Wenzel, E. (2009). Future of Mobility 2020, the Automotive Industry in Upheeaval, Arthur D. Little.